پارت صد و بیست و یک :

«ده دقیقه بعد»
- باورم نمی‌شه، تو باورت می‌شه؟
- چی بگم والا!
- من این همه دوستش دارم، جونمم براش میدم. اون امیر دهن لق حتما بهتون راجب مامان و باباش گفته، می‌دونی جونم اومد بالا براش؟! خودم‌و به در و دیوار زدم تا نفهمه عموی بی‌شعورش چیکار کرد و آیندش نابود نشه. تو حتی نمی‌دونی من به خاطر اینکه آیندش خراب نشه چه چیزهایی کشیدم و هیچی نگفتم... بعد پررو پررو نگام کرد گفت حق نداری Ø

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۹۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • نانا

    0

    عاشقتم حمیدهههههههههههههه

    ۷ ماه پیش
  • مادمازل آپریلیا

    2

    امیدوارم ماجراهای دل به دست اوردن نگار واقعا باشه و خب به نظرم خنده داره😅رضا سیسی آفرین واقعا براتی اگر نگار و دوست داره پیشرفت اش و هم میخواد. سیسی ها واقعا برنده واقعی دختریه که وابسته نباشه 😎 متاسفانه واقعا احمقید چرا حس خوبی به این کار نگار ندارم؟😩

    ۷ ماه پیش
  • رویا

    6

    رضا قیصری❌️ رضا قیاسی✅️

    ۸ ماه پیش
  • مهتاب

    2

    برای نقشه نگار یه ذوق و شوق خاصی دارم

    ۱۲ ماه پیش
  • الهه

    3

    یا ابلفضل از هرچی بازی و نقشست من ترس دارم🤣

    ۱ سال پیش
  • هلیا

    22

    رضا قیصری❌ رضاسیسی✅

    ۱ سال پیش
  • مدوسا

    3

    به به باز قراره دردسر درست بشه

    ۱ سال پیش
  • دنیز فن حمیده

    15

    واای فقط دلداری های رضا به نگار چه فلسفی هم حرف زد😂😂کاش ی داداشی داشتیم ک اینجوری دلداری میداد🤧

    ۱ سال پیش
  • فن آقای ببولی

    10

    خوابگاه ❌️شکنجه گاه✅️

    ۱ سال پیش
  • تانیا

    8

    رضا❌ قیاسیسی✅

    ۱ سال پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

    ۱ سال پیش
  • هانی

    25

    انگار همین دیروز بود که رضا عکس آیوارو بکگراند نگار دید و کف و خون قاطی کرد و کارش به بیمارستان کشید😂😂😂

    ۱ سال پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    تکنیک‌ها غیر قابل پیش بینی😂

    ۱ سال پیش
  • فن آیوار

    16

    فقط دلداری های رضا کدوم برادری رو دید که به خواهرش مشاوره بده اونم در مورد رابطش با چیز😂

    ۱ سال پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    وای داستان «چیز» رو یادم رفته بود🤣

    ۱ سال پیش
  • Janan

    1

    اصلا از بعد خوندن این رمان هر موقع میگن به ***.ی یاد نگار میفتم اصلا بهترین توضیحه

    ۱ سال پیش
  • Roghayyeh

    3

    رادمان نگو که عاشق این خیار زرد شدی😂

    ۱ سال پیش
  • فاطمه

    5

    وای فقط اونجایی که رضا نگار و دلداری داد 🥹🥹

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️