ماسیس به قلم سعیده نعیمی
پارت شصت :
**ماسیس**
باران نمنم بر زمین میبارید ابرهای سپید به آرامی تکان میخوردند و بر روی کوهها با مه سبکی که آنها را احاطه کرده بود، ادغام میشدند. از دور دست ابرهای تیره در حال نزدیک شدن بودند و خبر از بارانی تند و سنگین میداد. رفت و آمد در حیاط کم شده بود ولی فرمانده تیربد اجازه استراحت به سربازانش را نداده بود و با لباسهای سنگین نظامیشان در حال مبارزه با یکدیگر بودند تا در شرای
لطفا صبر کنید...

پرنیا
0ماسیس اگه بره ابیش با کی کل کل کنه😔😕