پارت نود :

انگشتانم تکان خوردند… کم‌کم هوشیاری‌ام را به دست می‌آوردم…
کم‌کم می‌توانستم تکان بخورم…
همان‌طور که کم‌کم همه‌چیز را به خاطر آوردم…
ناره… و من به سفر رفتیم…
و بعد… تصادف کردیم…
و بعد…
و بعد… بعدش را به خاطر نمی‌آوردم.
ناره کجا بود؟

با درد سعی کردم در جایم جابه‌جا شوم، اما نتوانستم حرکت کنم.
همه‌چیز تار و مبهم بود… صدای خنده‌هایمان…

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۴۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را برای این رمان ارسال کنید. لطفا ابتدا اپلیکیشن را نصب کنید و سپس اقدام به ثبت نظر کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • ....

    0

    وای یعنی ویولت دوسال تو قلعه بودی با روحان..:))) آااا البته حدود یک سالش پشت تالار زمان گذشت...

    ۲ ماه پیش
  • ....

    0

    وای نهههه پدربزرگ🥲 دلم خیلی گرفت..

    ۲ ماه پیش
  • سارا

    1

    موندم بین اینکه بگم ویولت بیخیال روحان شو تو امیر مسعودو داری یااینک بگم امیرو ول کن روحانو داری🤦 ♀️

    ۵ ماه پیش
  • دنیز؛

    2

    تو دو سال از زندگیت نرفت ویولت دو ساله تمام با عشقت داشتی زندگی میکردی لطفا فراموشش نکن💔🥲

    ۷ ماه پیش
  • Reyhane

    2

    کاش هیچوقت بیدار نمیشدی ویولت اینطوری هم حال خودت خوب بود و هم امیر مبهتد میتونست کنار بیاد..

    ۹ ماه پیش
  • N.a

    1

    چرا خودتو فراموش کردی ویولت ؟ تو روحان رو که بخشی از وجودت بود یادت رفت؟!

    ۹ ماه پیش
  • ساتیا

    3

    کاش بابا بزرگه نمیمرد این بچه خیلی گناهکی میشه کهنه

    ۱۱ ماه پیش
  • Ghazal

    5

    قرار نبود روحانم فراموش کنی وااای

    ۱۱ ماه پیش
  • Helia

    10

    همیشه تو مثلث عشقی یه نفر هست که بیشتر از همه آسیب میبینه

    ۱۱ ماه پیش
  • سحر

    6

    دلم برای امیرمسعود کباب شدددد 😭😭😭😭😭😭 العی بگردممم بچمم 😭😭

    ۱۱ ماه پیش
  • محدثه

    10

    چرا من باید حس و حال ویولت رو درک کنم؟! انگار که این اتفاق برای من هم افتاده باشه، یه حس قدیمی و یا شاید جدید......

    ۱۱ ماه پیش
  • یاس

    7

    امان از روزی که روحانو یادت بیاد:)

    ۱۱ ماه پیش
  • فریماه

    8

    ویولت عزیزکم باور کن ندونستن راحت تره

    ۱۱ ماه پیش
  • اسما

    1

    اصلا حرفی ندارم غم نمیزاه چیزی بگم 🖤🖤🖤🖤🖤🖤

    ۱۱ ماه پیش
  • پریا

    0

    وقتی روحان یادش بیاد دیوونه میشه لوندر کوچولو

    ۱۱ ماه پیش
کپی شد!