پارت صد و سوم :

نگاه خشمگین عطیه و صورت سرخ شده ی پرتو را که معطوف به خودش دید، حرفش را برید و لبخند مسخره ای بر لب نشاند.
- منظور بدی نداشم در واقع...
صدای آوید به گوشش رسید که دوباره حامی‌اش شده بود... خواسته یا شاید ناخواسته:
- لازم نیست نظر بدی! به نظرم دیگه باید بری. اینجا جایی برای تو نیست.
نارگل با حرص لبش را گزید و خطاب به آوید گریان گفت:
- تو اینقدر بی‌رحم نبودی! تو...
پرتو پوزخند

این پارت به قلم زهرا رمضانی (هور) نگاشته شده است و مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۸۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Alireza

    0

    منم باشم کسی بم بگ پیتزا رو نخور اونم جلوم باشه گریه میکنم

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    خب برای من ساندویچ اینطوریه

    ۱۱ ماه پیش
  • ستاره

    2

    عزززیزم دلش پیتزا خواست😇

    ۱ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    البته من خودم پیتزا ندوست.

    ۱ سال پیش
  • آمنه

    0

    من پیتزا دوست دارم ولی چون همشون پیتزای خونگی دوست دارن ومن باید درست کنم خسته میشم ولی پیتزا دوست

    ۱ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    نه من کلا طرفدار ساندویچم

    ۱ سال پیش
  • آمنه

    0

    خوب چرا آوید نمیگه به نارگی حساسیت داره یعنی وقتی پرتو نارگل رو میبینه دچار تهوع میشه ☺️☺️☺️

    ۱ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    تحلیلش یکم سخت بود

    ۱ سال پیش
  • ایسان

    0

    شبش رو خراب کرده بعد میگه واسه چی گریه میکنی

    ۱ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    صرفا برای اینکه چشمش خشک نشه

    ۱ سال پیش
  • ماهرخ

    2

    والا اونطوری ک از پیتزا تعریف کردید منم دلم پیتزا خواست دیگه وای به حال پرتو 😆😆

    ۱ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    من دوست ندارمم

    ۱ سال پیش
  • محرابی

    1

    ممنون زهراجان زیبا بود. الهی بگردم خب دلش پیتزا میخواست آوید بدجنس

    ۱ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    آویدم نوبره

    ۱ سال پیش
  • آمنه

    1

    زهرا بانو پارت عالی بود ممنون ولی پرتو گناه داره الان اگه بگه پیتزا دوست داشت ممکنه آوید بهش سر کوفت بزنه

    ۱ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    نقشه رو خراب کنه یا نه

    ۱ سال پیش
  • م

    2

    هم پیتزا هم این وضعیت خراب زندگی که مجبورش کرد چنین نقشی رو بازی کنه 😔

    ۱ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    چی میشه کرد

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️