دومینوی سیاه به قلم فرگل حسینی
پارت نوزده :
الارا.
کلید تو دستم بود.پشت در خونه ایستادم.
نگاهم روی دوچرخهم که کنار پله ها رها شده بود ،افتاد.
من اون دوچرخه بودم !رها شده،طرد شده..
کلیدو توی قفل چرخاندم.در باز شد...
فضای خونه توی دیدم قرار گرفت..
مثل همیشه نبود،سرد بود..
انگار که یه انبوه غم رو توش جا داده بودند.
پامو که تو خونه گذاشتم تمام اندوه جهان به سمتم هجوم آورد.
حالا من تو خونهای بودم ک
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۹۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

اسپایدرمن
1وایییی الان الارا رو پیدا میکنن😰