آینه ی سیاه به قلم ساناز لرکی
پارت پنجاه و چهارم :
آفرود، مثل گلولهای که از سینهی تفنگ کنده شده باشد، شنها را میشکافت. سکوت داخل ماشین سنگینتر از هر فریادی بود. صدای نفسهای بریدهی آریش فرمان را میلرزاند و آذرخش، با دندانهای فشرده، برمی گشت و محتاط مرا می نگریست. مراقب بود زمین نیفتم. من صندلی عقب نشسته بودم، در فشار هوای داغ و بیرحم، گویی سه غریبه در سه جهنم جداگانه گیر افتادهایم.
وقتی لکههای تاریک کلبه
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۰۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
المیرا
0دارم از الا متنفر میشم، چرا این کار و با آریش میکنی آخه؟ تو لالایی پاندورا هم عذابش میدادی همش
۳ ماه پیشPARNIA
4الا داری با آرین چیکار میکنی دختر:)))
۶ ماه پیشHelia
1الا این کار رو با اریش نکن
۷ ماه پیشآیلین
4وای الا الا روانیییی تو از آرین مریض تری که دوسش داری اونم از تو بدتر که به پات مونده دروتخته باهم جورن
۷ ماه پیشهلیا
0امیدوارم همه سوءتفاهم ها برطرف شه . الا و ارین تا ابد متعلق به همن
۷ ماه پیشهلیا
4« درد کشید؟ » چقدر عاشقی تو اریش🥲
۷ ماه پیشهلیا
1وای این پارت و این اهنگ فوق العاده بود😭😭😭
۷ ماه پیشدینا
1آریش واقعا حقش اینهمه درد نیست . بخدا نیستت😭
۸ ماه پیشمیم کویین
0ینی کدوم بچه قبلا میخواسته سقط شه که بی بی زار اونجور گفته؟!
۹ ماه پیش...
2نهههه این کار و با آرین نکن ساناز
۱۲ ماه پیشZinb
4ساناز واقعا دلم نمیخواد بقیه پارت رو بخونم طاقت درد آریش رو ندارم لطفا یکم آرامش به این بچه بده در آینده طاقت ندارم خیلی گناه داره
۱ سال پیشنمیدونم
8هیچ وقت الا رو بخاطر اینکه آریش و اینجوری داغون کرد نمیبخشم🥺
۱ سال پیشMedusa
0دارم فکر میکنم انتقام آریش چه شکلیه؟ 🌚
۱ سال پیشMedusa
1مشکل اینجاست الا واقعا خیانت نکرده ولی ممکنه به خاطر اینکه فکر میکنه لیاقت آریش و نداره و بچه رو سقط کرده اینطوری تظاهر کنه و آریش باورش شه و سونامی آغاز میشه...💀
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Hani
0پای فقط اونجایی که پرسید اسم منو نگفت ؟الهی بمیرم