پارت صد و هفتاد و سوم :

رامی که ذهنش را درگیر نگاه طولانی و سنگین مزدک کرده بود، نگاهش را روی محتوای لغزان شیرعسل که تا نیمه‌ی ماگ می‌رسید، چرخاند و نفسی گرفت، عطر شیرعسل را به مشام کشید سپس به آرامی خم شد و ماگ را روی میز گذاشت. با این خم شدن رامی، مزدک به خود آمد و پس از مدتی طولانی پلکی زد و نگاهش را سوی پنجره‌ی خیس از باران دواند؛ باران هنوز ادامه داشت و قطراتش را شلیک‌وار به پنجره می‌کوفت. نگاه که از رامی

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۰۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • مهسا

    0

    خیلی دارم سعی میکنم نویسنده رو نفرین نکنم😂😂 ببین بخدا آخر و عاقبت نداره اینطوری زجر دادن این بچه... خیر نبینی رامدخت که این بچه رو خون به جیگر کردی

    ۴ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    تقصیر من نیست مقصر رامیه، اونو نفرین کن😂

    ۳ ماه پیش
  • ریحانه

    1

    مهدیه تو باید فیلم نامه نویس بشی 😄 بابا دست خوشش چقد خوب فضا سازی می کنی وای خیلی خوبه خیلییی اصلا عشق میکنم این رمان رو میخونم🥹🥰

    ۴ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    قلبم رفت^^ امیدوارم تا تهش عشق کنی😭🤍

    ۴ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    4

    یکم صورت خوشی نداره برای فراموشی کسی که دوستش داری از کسی که دوستت داره استفاده کنی(:

    ۱۰ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    درواقع اصلا صورت خوشی نداره؛ اهالی ناجوری خطاهای زیادی دارن، نتیجش رو هم ناجور میبینن و هیچکس از این قاعده مستثنی نیست حتی رامدخت!

    ۱۰ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    وای هومن بیچاره هم گناه داره...

    ۱۰ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    شریک جرم رامی شدن این نتایجم داره!

    ۱۰ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    پارت قبلی معلوم بود ناراحت بودم؟😂😭

    ۱۰ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    خیلی معلوم بود🥲😂

    ۱۰ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    خیلی فضاسازیی قشنگهه😭🥹

    ۱۰ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    🥺✨🤍

    ۱۰ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    و باز هم تکرار لحظه ی دوست داشتنی "هوم" 🫠ولی خب این بار غمگین بود بنظرم...

    ۱۰ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    از زبونشون نمیفته که:)

    ۱۰ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    اخیی،چقدر مزدک حواسش هست🫠✨

    ۱۰ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    1

    جوری که مزدک عاشقه>>>

    ۱۰ ماه پیش
کپی شد!