آلوده به ابلیس به قلم آوا موسوی
پارت سی و نهم :
* * * * *
زمانی که یاشار تازه فارغالتحصیل شده بود، با دوست صمیمیاش یک آتلیه کوچک تأسیس کرد، اما پس از مدتی به دلایلی که هیچگاه نفهمیدم چه بود، شراکتشان با هم به هم خورد و پس از آن دیگر هیچوقت آن دو را با هم ندیدم. علیرغم انتظار بقیه، یاشار برای همیشه دوستش را از زندگیاش کنار گذاشت. یاشار همینطور بود. همیشه میماند، اما اگر اراده میکرد که برود، طوری از روی همه چیز عبور میک
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۸۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
ترنم
1خیلیا گفتن نباید یاشار اینطور ولش می کرد ولی درسته که ناراحت شدم بابت به هم ریختن رابطشون،ولی کسی که این وسط آسیب میدید فقط یاشار بود،اگه ما از دید یاشار بخونیم و جای اون باشیم قطعا عصبانی میشیم ناراحت میشیم،فرض کن از بچگی بزرگ کنی بعد بخت بگه گمشو از زندگیم..خیلی سخته تحمل این رفتار
۲ ماه پیش(Sookot)زن یاشار
0به نظر من نیکان مرده و ایمان اومده تا انتقام بگیره ، نمیدونم والا نمیشه به آوا اعتماد کرد
۳ ماه پیشHasti
1چهل پارت داره میگذره ولی هنوز نفهمیدم نسبت تارا با آهی چیه
۵ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
پارت نه گفت برادرشه
۵ ماه پیشزن آهی
2یعنی دوباره اون یارو دستکشیه ؟؟؟؟ نمیدونم چرا و به چه علت و منطقی باید فقط از یه شخصیت که تنها چیزی که ازش میدونم دستکشاشه خوشم بیاد . وااااقعا نمیدونممممم . تاثیرات کارای تاراست اشکال نداره
۵ ماه پیشMary
3ولی بازم به نظرم ول کردن تارا اونم تو همچین شرایطی که معلوم نیست چی سرش اومده و یادش نیست کار درستی نبود تارا هرچیم بگه و هرکاری کنه بالاخره هرکی ندونه یاشار بهتر میدونه چیا ازسر گذرونده و چقدر تو زندگیش تحت فشار بوده اونم برای یاشار که میگه تارا یه تیکه از جونشه دست کشیدن عجیب بود
۷ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
بله کار درستی نیست، چون ما از بیرون گود تماشا میکنیم. اگر ما یاشار بودیم و مدتها این طور باهامون رفتار میشد و این حرفا رو میشنیدیم کمتر از این واکنش نداشتیم. به هر حال آدمها تا یک حدی تحمل دارند، حتی اگه مهربون ترین آدم دنیا باشند.
۷ ماه پیشسما
14اینقدر مطمئن راجب چیزی که فقط ظاهرشو میبینی قضاوت نکن مطمئنم اگر جای یاشار بودی مدتها قبل تارا رو ول میکردی یعنی این کمتر انتظاریه که می ه اما برعکس تو من با این حرکت موافقم شاید وقتشه به خودش بیاد و ببینه هنوز چیزی برای از دست دادن داره
۷ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
موافقم
۷ ماه پیش________
3ولی به نظرم یاشار کاملا حق داشته و تا اینجا هم زیادی تارا رو تحمل کرده
۶ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
درسته
۶ ماه پیشدنیز؛
2خب فک کنم همون ناشناس که تارارو تهدید می کرد باز اومده
۶ ماه پیشHln
1وای چرا اینا دست از سر تارا بر نمیدارننننن بسههههههه دیگههههه دختره رو کشتینننننن هرچی بدی کرده تا این حد نبودهههههههههههه
۷ ماه پیشسما
5نبوده ؟ اتفاقا نمیدونم چه برداشتی داری اما حقش خیلی بدتر از این هاست به گمونم اولین شخصیت اصلیه که ازش متنفرم درسته با عقیده اش و طرز نگاهش به زندگی خوشم ویاد و تا حدودی باهاش موافقم اما این حجم از پستی غیر قابل تحمله
۷ ماه پیشنفس
0وای باز شروع شد
۷ ماه پیشmacani
1ما روش کراش دارُم😎
۷ ماه پیشمحرابی
0خدا قوت. وای که دوباره شروع شد این دیگه کیه مگه نیکان ناکارنشده
۷ ماه پیشاسپایدرمن
1وایی دختر چرا انقدر دشمن دارییی تارا هر روز داره یه بلا سرت میاد🤦🏻
۷ ماه پیشGOLBARG
4نباید ۳ نصف شب این و بخونم 😪🤧
۸ ماه پیشSare
0یا جن و یا بسم اللہ ھر چند من کہ میدونم ھمونیہ کہ تارا رو تھدید کردہ بود
۸ ماه پیشMikasa
4جدی جدی دیگه رابطه تارا و یاشار تموم شد💔
۱ سال پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
🥲💔
۱ سال پیشآذر
4چه بهتر! البته خیلی وقت پیش باید تموم میشد، تنها کسی که این وسط آسیب میدید یاشار بی گناه بود. تارا از الان به بعد میفهمه کیو از دست داده
۹ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
دقیقا
۹ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

ترنم
0تارا خواهش میکنم بترس🙏🏻خیلی ترسناکه، یا ایمانه یا هم دستکشیه که از ته لم امیدوارم دومی باشه🤣