پارت دوازده :

نگاهش...
آخ نگاهش ، قلبم با دیدنش جمع می‌شد.
دلم براش می‌سوخت.
ترس و تعجب تو رفتارش نبود با دیدنم.
فقط یه سکوتِ پر مفهوم داشت باخودش.

انگشتاش هنوز می‌لرزید، اما داشت آروم‌آروم چیزایی که از زمین جمع کرده بود رو تو یه کیسه پارچه‌ای چرک می‌چپوند.
انگار داشت تکه‌های غرورش رو از آسفالت جدا می‌کرد.
چیزی تو گلوم گیر کرده بود.
یه بغضِ مسخره که نمی‌دونستم به کی مØ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۸۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • میو

    1

    همه چیز خیلی خیلی مشکوکه مخصوصا اون گربه سیاه..

    ۳ ماه پیش
  • میو

    1

    رمان فوق العاده ایه:))

    ۳ ماه پیش
  • ماهک

    0

    چقدر دلم براش میسوزهههه🥲😭😭 (با این حال بهش مشکوکم اما فکر نکنم به خاطر این باشه که خیلی جنایی میبینم و میخونم🤭)

    ۶ ماه پیش
  • الی

    2

    چه جنتلمن🤭 ولی من برام عجیبه هم اون گربه هم سن هم اون گروه پسرانه هم اون پسر شبگرد به همشون مشکوکم 😭😂

    ۸ ماه پیش
  • مهسا

    2

    عالی بود مرسی از نویسنده عزیز😍♥️♥️

    ۹ ماه پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    قربونت برم♥️✨

    ۹ ماه پیش
  • روباه پاییزی~

    0

    منم همینطور نید، منم همینطور...

    ۱۱ ماه پیش
  • ترنم

    1

    قلمت عالیهههه تو محشری دختر خوشحالم ک باهات آشنا شدم عزیزممم💚

    ۱۱ ماه پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    ترنم میخورمت

    ۱۱ ماه پیش
  • ترنم

    1

    ولی این پسره خیلی سر و کلش پیدا میشه تصادفی ک نمیبینه نید رو

    ۱۱ ماه پیش
  • Dina

    1

    این پارت های بی نظیر رو فقط تو میتونی بنویسی کالی جونم 🫶

    ۱۲ ماه پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    😍✨💙

    ۱۲ ماه پیش
  • Dina

    1

    جوابت سوالت معلومه ، مثل همیشه فووووق عااااالی 🤭😉😘

    ۱۲ ماه پیش
  • ثریا

    3

    اون چهارتا پسر «««««سن❤️ 🔥🥺 از همشون خوشکل تره نازیی🦋🤗

    ۱۲ ماه پیش
  • رزان

    3

    بیشتر ازینکه روی شخصیت ها کراش بزنم رو نویسنده کراش زدم💔...

    ۱۲ ماه پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    وایییییی جیگرررر منننننی⁦(⁠≧⁠▽⁠≦⁠)⁩

    ۱۲ ماه پیش
  • ملیکا قیم

    2

    پارت هات مثل همیشه عالیه واقعا معلومه که واسه رمانت وقت میزاری اولیم رمانی هست کا میخونم و اینقدر قشنگه♥️

    ۱ سال پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    من قربونت بشم ✨

    ۱ سال پیش
  • آوا

    2

    وای عزیزم تا اینجا رمانت عالی بود و بیشتر از قبل مشتاق پارت های بعدی شدم هر دفعه پیشرفت میکنه بابت رمان قشنگت خیلی ممنونم❤❤❤😘😘

    ۱ سال پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    قربون شکلت برم جیگر ، خیلی خوشحالم دوستش داشتی 💞🤭

    ۱ سال پیش
  • آیسان

    3

    آخه چرا جای حساسش واسه پارت بعد موند ولی چرا من حس بدی به پسر چشم بنفش دارم از پسر شبگرده خوشم اومد

    ۱ سال پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    تازه یک روز درمیون یک پارت باید بذارم بقیه اونایی که می‌ذارم هدیست 🤭😂✨

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️