سکانس عاشقانه به قلم راضیه نعمتی
پارت هفده :
کمی بعد دختر اول قدم به اتاق گذاشت. فرزاد در حالتهای مختلف از او تست گرفت اما بازی دختر آنقدر ضعیف بود که از نگاه فرزاد خواندم همان لحظهی اول او را رد کرد هر چند برخوردش با او خیلی خوب بود. دختران بعدی هم به نوبت آمدند. هیچکدام انگار حرف فرزاد را نمیفهمیدند!... چیزی که او میخواست نمیتوانستند به اجرا بگذرانند. در فرصت استراحت از زبان یوسف شنیدم سه نفر از آن دختران به س
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۱۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

راضیه نعمتی | نویسنده رمان
ممنونم لیای عزیزم از نظر قشنگت و لطفی که به من و داستان داری ❤️🩷🌹🌹
۷ ماه پیشZarnaz
0وایییی حالا باباش میخواد چیکار کنههه😱😱عالی بود مرسی راضیه جونم ❤️❤️
۱۰ ماه پیش
راضیه نعمتی | نویسنده رمان
لاله این مسئله رو تو ذهنش رد کرد در حالی که مسئله کوچیکی نبود و حالا باید منتظر واکنش باباش بمونه 😊 ممنونم از همراهیت و نظرات گرمت عزیزم ❤️🩷
۱۰ ماه پیشZarnaz
0هورااااااااا بالاخره قبولللل کردددد😍😍😍💃💃ایوللللل لاله عاشقتمممم😍😍😍
۱۰ ماه پیش
راضیه نعمتی | نویسنده رمان
نتونست نقش ستاره رو به دخترای دیگه بسپره. دخترمون به غیرت اومد و خودش قبول کرد تو فیلم بازی کنه 😍
۱۰ ماه پیشساناز
0🤍🩵💜❤️🤎🧡💙💛💚🩶
۱۰ ماه پیش
راضیه نعمتی | نویسنده رمان
🩷❤️💜🙏🙏🙏🌷🌷🌷
۱۰ ماه پیشاکرم بانو
1بله دیگه خدا نکنه ادم رو جو بگیره😂😂😂
۱۰ ماه پیش
راضیه نعمتی | نویسنده رمان
😍😄
۱۰ ماه پیشمیم
2بالاخره موفق شد،اینقدر دعوتش کرد تا جذب بازیگری شد،می دونستم بازی ضعیف دخترا تحریکش می کنه خودش انجامش بده 😍🙏🏼
۱۰ ماه پیش
راضیه نعمتی | نویسنده رمان
یه دلیل دیگهشم شباهت ستاره، شخصیت فیلمنامهی فرزاد به زندگی خودش بود 😍
۱۰ ماه پیشستاره اسکویی
2عالیه رمان هیجانیه
۱۰ ماه پیش
راضیه نعمتی | نویسنده رمان
🙏💜💚
۱۰ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

leia
0بیشتر ماها تو خیلی از موقعیت ها خودمون رو و احساسمون رو در یک ادم دیگه یا حتی یه داستان و قصه ی دیگه میبینیم..... خیلی این صحنه رو دوست داشتم....🥹✨ عاشق قلمتم که انقدر روان و خوب داستان رو جلو میبری ❤️ 🔥❤️ 🔥