پارت سی و ششم :

-الو!
-سلام. زنگ زدی یهو قطع کردی، دیگه خبری ازت نشد. نگران شدم‌.
در حال پایین آمدن از پله‌ها گفت:
-سلام، می‌خواستم باهات مفصل صحبت کنم کار پیش اومد، نشد.
-خیر باشه. چیزی شده؟
-خیر و شرش پیش توئه!
-پیش من؟
وارد محوطه شد و سمتی پیچید که تردد کارگران کمتر بود:
-بستگی به جوابت داره. شاید بخوای مثل دفعه‌ی قبل منو بپیچونی.
-تو رو می‌شه پیچوند آرش؟
حرصی فروخوØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۵۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️