پارت بیست و چهارم :

برای چندمین بار این‌طرف و آن‌طرف خیابان را نگاه کرد. تقریبا تمامی سرویس‌ها، ماشین‌ها و دانش‌آموزانی که مسیرشان پیاده‌رو بود، رفتند. سرایدار یکی، دوباری تا سر خیابان رفت ببیند سرویس نفس می‌آید یا نه. اما خبری نبود‌. برگشت و توی مدرسه طی‌الارض می‌کرد تا افراد باقی‌مانده بروند و در مدرسه را ببندد. مانده بودند تک و توک بچه‌هایی که جز آخرین نفراتِ خروج از مدرسه بودند. چند دقیقه‌ی بع

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۹۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • میم

    1

    عجب،مگه هر روز از اینجا نمی دیدش،پس چرا شوکه شد، پس پردیس می خواد به بهونه ای برسوندش 😮

    ۷ ماه پیش
  • مریم گلی

    1

    یعنی ممکن بود مادر نفس بوده باشه ؟ ممنون نویسنده جان مثل همیشه جذاب و عالی موفق باشی عزیزم

    ۱۰ ماه پیش
  • الهه محمدی | نویسنده رمان

    ممکنه مریم جان. ممنونم از همراهی‌تون

    ۱۰ ماه پیش
کپی شد!