پارت چهارم :

چند ثانیه روی صورتم مکث کرد بعد با لحنی پرقدرت که از اطمینان قلبی‌‌اش برمی‌‌خاست، جواب داد:

ـ تو دقیقاً ستاره‌‌ی قصه‌‌ی منی! چهار ماهه فیلم من به خاطر پیدا نشدن بازیگر زن خوابیده. امروز که پشت در دیدمت به دلم افتاد خدا دختر قصه‌‌ی من رو رسوند! ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!