از عمق شب به قلم فاطمه اصغری
پارت صد و یازده :
با دیدن چشمان بیحال صراف فریادی زد و از راننده خواست که سریعتر برود. مرد نگاه نگرانی از آینه به او انداخت. پایش را تا ته روی پدال گاز فشار داده بود و با سرعتی دیوانهوار جاده را میشکافت. داشتند به پلیس راه نزدیک میشدند. از آمبولانسی که خیلی وقتها نزدیک ایستگاه پلیس راه پارک شده بود خبری نبود. ناامیدی سردار به راننده هم سرایت کرده بود. با سرعت از روی سرعتگیر جلوی پلیس راه عبور کرد.
مطالعهی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۹۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

فاطمه اصغری | نویسنده رمان
عباد به هر کسی که دور و برش بود ظلم کرد. باعثسرشکستگی پدر و مادرش شد.به زنش خیانت کرد. به افروز دست درازی کرد...🤬
۳ ماه پیشسهیل۲۹
4بنظرم بیشترین ظلم و درد رو بعد از افروز سردار دیده و کشیده 🥺🥺🥺🥺🥺
۷ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
💔💔💔💔
۷ ماه پیشپرنیا
4چطوری این حال سردار رو دیدن و بعد کفتن که این صراف و کشته 🥺🥺💔💔
۱۰ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
بیچاره این دو تا برادر😢
۱۰ ماه پیشbi bi
1واقعا دل ادم خون میشه واسه اینا هر کدوم یه طوری زجر کشیده 💔🥺
۱۰ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
😢😢😢
۱۰ ماه پیشالهه
0عزیزم پس چرا پارت نمیذاری
۱۰ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
عزیزم اطلاعیه شو گذاشتم براتون. به امید خدا از شنبه.
۱۰ ماه پیشفاطمه ❤️
3آخی چقدر سخت بوده برای سردار😭 صراف طفلی چه زجری کشید😭
۱۰ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
بیچارهها😢😢
۱۰ ماه پیشهدی
4کی میتونه سردار رو به برادرکشی متهم کنه؟😭😭😭😭😭
۱۰ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
طفلی سردار.😢
۱۰ ماه پیشهدی
3چقد گریه کردم براشون😭
۱۰ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
😭😭
۱۰ ماه پیشفخری
4خسته نباشی فاطمه بانوی خوش قلم ممنون از رمان خوبت قلمت ماندگار 🌹❤🌹❤
۱۰ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
زنده باشی عزیزم.❤️
۱۰ ماه پیشفاطیما
4درود برشما نویسنده خوش قلم و توانا خداقوت عزیزم رمان کلا چند پارت؟
۱۰ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
سلام جان دل. الان اواسط رمان هستید ولی تعداد پارتا مشخص نیست.
۱۰ ماه پیشصدف
4چه غم انگیز
۱۰ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
😢😢😢
۱۰ ماه پیشزهرا z
5ممنون نویسنده توانا خسته نباشی انشاالله خدا هیچ کسی رو با داغ عزیزان امتحان نکنه🙏🌺🌺🌺💯
۱۰ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
آمین. خدا نگهدار عزیزان همه باشه. عزیزان ما هم بینشون.❤️
۱۰ ماه پیشوفا
7دلم کباب شد برای صراف جوون مرگ و سرداری که داغ برادر کشیده و مطمئنم ته قلبش نگران هست که همه فکر کنن اون با قصد صراف رو کشته و هیچکس حقیقت رو باور نکنه، که همینطور هم میشه، برای همینه که افروز در آینده به عطا اشتباه ماجرا ها رو تعریف میکنه، چون عطا توی لیست انتقام سردار رو هم داشت.
۱۰ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
با کینهای که واسه سردار پیش اومد خیلیا ممکنه این فکرو بکنن. ماجرا شاهد دیگهای هم نداشت.
۱۰ ماه پیشپری
3میگن داغ برادر خیلی سخته
۱۰ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
خدا نصیب نکنه.
۱۰ ماه پیشZ.k
4آخی داغ عزیز خیلی سخته بیچاره سردار اون لحظه چه حالی داشته😭😭😭
۱۰ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
طفلک سردار تنها و سینه سوخته.
۱۰ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

ماهی
0عباد، بدترین ظلم به این دو برادر داد هعیی💔💔