از عمق شب به قلم فاطمه اصغری
پارت صد و نهم :
صراف دستش را روی دست افروز گذاشت. افروز لبخند محوی زد. انگار کسی یک مشت آب روی آتش دلش پاشیده و خنکش کرده بود. رسمشان نبود دختر عقد کرده تا پیش از رفتن به خانهی شوهر، با او همبستر شود. نگین که یک پله هم جلوتر رفته و باردار شده بود. اگر کسی میفهمید، تا سالها از زخم زبانها در امان نمیماند.
عالمه نگاه معنادارش را از کوکب نگرفت. یک آن دلش گرفت. خیلی حرفها و گلایهها در نگاه میان د
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۰۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

فاطمه اصغری | نویسنده رمان
😢💔💔
۳ ماه پیشنسترن
0آخ بیچاره صراف
۵ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
😢😢😢😢💔
۵ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
😢😢😢😢💔
۵ ماه پیشسهیل۲۹
2بسیار غم انگیز بود..پس صراف اینجوری مرد ..دردناک 🥺🥺🥺🥺🥺🥺
۷ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
صراف خیلی حیف بود.😢
۷ ماه پیشوفا
1وااااای خدای من خیلی پارت خوبی بود، صراف بدشانس، بیچاره خیلی ناراحت شدم واقعا سردار هم تنها مظنونع
۱۰ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
طفلکیا😢😢
۱۰ ماه پیشاهو
2وای صراف بدبخت 😔😔😔
۱۰ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
💔💔😢
۱۰ ماه پیشهدی
2وای خدا چقدر دردناک😢
۱۰ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
😢😢😢
۱۰ ماه پیشفاطمه ❤️
3چه زود بی صراف شدیم 😭طفلکی
۱۰ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
امان از دل افروز💔
۱۰ ماه پیشآمنه
3بدبخت هم صراف وهم سردار اخه الان فکر میکنن که سردار اینطور صراف رو کشته پارت عالی ممنون
۱۰ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
این دو تا برادر واقعا بخت برگشته بودن.
۱۰ ماه پیشپرنیا
1ای وای که چقد این صراف طفلی مظلوم مرده😢 چه رویاهایی داشت
۱۰ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
بیچاره صراف.
۱۰ ماه پیشفاطیما
3واای بیچاره صراف🥹بیچاره افروز بخت برگشته🥹بیچاره سردار🥹
۱۰ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
😭😭
۱۰ ماه پیشراز
3وای خدا چطور اینجور شد صراف مهربون چ آرزوها و نقشه هایی برای خودش و افروز داشت
۱۰ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
😭❤️
۱۰ ماه پیشمحیا
2صراف بیچاره ناکام از دنیا رفت😔😔😔🖤🖤
۱۰ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
طفلک چه ارزوهایی داشت.
۱۰ ماه پیشزهرا
3پس مرگ صراف یه حادثه بوده افروزفکرکرده سردار صراف کشته براهمین فرارکرده بیچاره صراف وسردار وافروزکه سرنوشت باهاشون بدتاکرد
۱۰ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
😭😭😭
۱۰ ماه پیشریحان
1سلام فاطمه جان ممنون از نگارش این رمان عالی وزیبا .قلمتون مانا عزیزم
۱۰ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
ممنون از همراهی قشنگ و پرمهرتون.❤️❤️
۱۰ ماه پیشم.ر
3امان از غم افروز که روز خوش نداشت😔😔😔
۱۰ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
💔💔😢
۱۰ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

ماهیی
0آخ صراف بیچاره..💔💔💔