از عمق شب به قلم فاطمه اصغری
پارت صد و چهارم :
سردار از لب پنجره کنار رفت. انگار نه انگار که نگین با این حال به خانه آمده و وارد اتاق شده، سر جایش برگشت و پشت به او دوباره پاهایش را دراز و شروع به پوست گرفتن یک سیب کرد. نگین خشمگین از این واکنش صدایش را بالاتر برد.
- افروز هاردادی ددیم؟ هاردا گیزدنیب؟ (گفتم افروز کجاست؟ کجا قایم شده؟)
قبل از عطا، سردار در جواب دادن پیشدستی کرد.
- مطمئن سن افروز گلسه، گیزدنمسی گرکن افروزدی؟ (
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۰۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

فاطمه اصغری | نویسنده رمان
طفلک سردار ناکام.😢
۶ ماه پیشسایه
0فقط بخاطر سردار افروز نمرده باشه لطفااا
۱۰ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
❤️❤️❤️❤️
۱۰ ماه پیشفاطمه ❤️
0خیلی خیلی عالیه ممنون فاطمه جان هر لحظه مشتاق تر میشم برای ادامه رمان💜🌟💜🌟
۱۰ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
قربون نگاهتون❤️
۱۰ ماه پیشپرنیا
1فقط خدا کنه افروز نمرده باشه واقعا حالم گرفته میشه
۱۰ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
زودتر سردارو بکشونیم تهران.
۱۰ ماه پیشزهرا z
0خسته نباشی نویسنده توانا 🙏
۱۰ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
برقرار باشی بانو.
۱۰ ماه پیشپری
1ممنون فاطمه جان عالی بود ولی کاش یکم طولانی بود.جای حساسش همیشه تموم میشه.ما همیشه تشنه میمونیم
۱۰ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
عزیزمممم❤️
۱۰ ماه پیشفخری
0فاطمه جان خوش قلم ممنون از رمان خوبت عالیه خسته نباشی عزیزم قلمت ماندگار 🌹❤🌹❤
۱۰ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
برقرار باشی عزیزدلم.
۱۰ ماه پیشفری
1چه پارت پرماجرا و طولانی ای دست نویسنده درد نکنه حسابی لذت بردیم 😊
۱۰ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
نوش نگاهتون.
۱۰ ماه پیشراز
2اوه اوه اوه این نگین چقد سلیطه هست عطا قربون دستت بکوبش و ازش آجر بساز
۱۰ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
خواهرزادهی مریمه دیگه.🤪
۱۰ ماه پیشم.ر
0اوه چه جدالی😔
۱۰ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
❤️❤️
۱۰ ماه پیشبانو
4رمان خیلی زیبایی،همیشه جای حساس تموم میشه و پارت ها کوتاه کاش امشب یک پارت هدیه برامون بزارید ببینیم درگیری عطا سر دار چی میشه
۱۰ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
عزیزم من واقعا این روزا وقتم محدوده. وگرنه پارتای بیشتری میذاشتم.
۱۰ ماه پیشآمنه
5وقتی که باید باشند نیستند ووقتی که بهشون نیاز نیست خودی نشون میدن همه زنها از *** خودشون ضربه میخورن ما زنها به هم رحم نمی کنیم وهمه کارها رو به اسم به دست آوردن عشق میذاریم همان مریم می توانست از افروز حمایت کنه نه چون دختر عالمه هست مجبور به ازدواج با صراف بکنن گرچه هنوز مرگ صراف رو نمیدونم
۱۰ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
بله. نه به عنوان زنعمو یا کاندیدای مادرشوهری. به عنوان یه زن میتونست حامی این بچه باشه.
۱۰ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Mahi mah
0بیچاره سردار اکثر نشونه ها میگن افروز مرده ....