گیلاس های نارس به قلم نسترن جوانمرد
پارت چهل و ششم :
صدایی که با وزش ملایم کولر و خشخش برگهای کاغذ روی میزها درهم آمیخته بود. پونه صورتش را با دستانش پوشاند. قلبش مثل پرندهای در سینهاش بال میزد، انگار میخواست از بدنش بپرد و روی میز بیفتد. چطور میتوانست دست روی دست بگذارد و شاهد باشد کسی که دوست دارد، دست یکی دیگر را میگیرد؟ چقدر پولاا نامرد بود... آیا او واقعاً احساسش را از چشمهایش نمیدید؟ مگر نمیگویند دوقلوها حتی از احسا
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۶۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
میخوای سهمی داشته باشی؟
سلام عزیزم. من نسترن جوانمرد نویسنده این رمان هستم. رمان رو رایگان کردم و به جای پرداخت حق عضویت، خواستم هر کدومتون در توانتون هست از 1000 تومان تا هر مبلغی که میتونید به حساب محک واریز کنید. با پرداخت آنلاین از طريق تمامى كارتهاى عضو شتاب، سهمی در تامین هزینه دارو و درمان کودکان مبتلا به سرطان داشته باشید و قهرمانهای كوچك محک را تا رسیدن به سلامتی همراهی کنید.

نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
حسود پلاستیکی.
۱ ماه پیشAysan
1من تا الان فکر میکردم پونه شخصیت خوبی داره ولی خب متاسفانه آدما خیلی خوب نقاب رو صورتشونه🫠 وای پونهههه داداشت به اون آقایی خوبی خودت اینجوری؟🙄😂
۳ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
:)))) فکرمیکنم پونه بعد از این حرکتش وارد یه مرحلهی دیگهای از سنگ دل شدن شد...
۳ ماه پیشAylin
1بعد به پولاد میگه کاسه داغتر از اش مشتی تو که قابلمه ای
۵ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
قابلمه چیه، دیگه دیگ
۵ ماه پیشافسون
0آخه دختر خوب تو اگه واقعی دوست داری دیده بشی چرا واسه خودت آستین بالا نمیزنی میدونی از اونا که همیشه منتظرن دیگران بفهمند و حس کنند بدم میاد چون یه زمانی منم جزوشون بودم اما خیلی بد خوردم زمین 🥰🥺
۵ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
عزیزدلممم 🥺🥺🥺 درست میگید واقعا چیز خوبی نیست
۵ ماه پیشمحیا
0وای افتضاح به بار میارن با این کارشون افتتاحیه رو به گند میکشن پونه واقعا کم اورده میخاد همه رو به هم بزنه بیشعور
۵ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
پونه روی اعصاب همه اسکی میره 🗿
۵ ماه پیشمحیا
0وای افتضاح به بار میارن با این کارشون افتتاحیه رو به گند میکشن پونه واقعا کم اورده میخاد همه رو به هم بزنه بیشعور
۵ ماه پیشمحیا
0وای افتضاح به بار میارن با این کارشون افتتاحیه رو به گند میکشن پونه واقعا کم اورده میخاد همه رو به هم بزنه بیشعور
۵ ماه پیشالناز
0واااااییییی بعد میگه داداشم چرا مسیحو برام جور نمیکنه چون از دات بدجنست خبر داره
۷ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
😂😂😂 انقدر حرص نخور دختر
۷ ماه پیشZoha
0وای وای پونههههههه.. صد رحمت به کامران خوبه هاااا کامران قشنگ از ظاهرش معلومه که گرگه ولی پونع یک گرگ در لباس گوسفنده که بین گوسفندا کمین کرده
۷ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
آخ دقیقاااااا کامران درون و بیرونش گرگه اما پونه نقاب داره... امان از آدمهای نقابدارِ زندگیمون...!
۷ ماه پیشفاطمه
1پونه خیلی حسود
۸ ماه پیشbi bi
0چقد این پونه مارموزه چقد اب زیر کاه و حسود به قول ننه بزرگم (سی *** نَخواه) تچ تچ
۹ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
وای حق بود واقعا، چطور میشا پونه هیچیش به پولاد نرفته باشه
۹ ماه پیشاکرم بانو
0این پونه دیگه عجب خری بود مانمیدونستیم
۱۱ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
یه خر خوش خط و خال
۱۰ ماه پیشزهرا z
2و اینجاست که میگن دشمن همیشه در کمین است ممنون نویسنده توانا 🙏
۱۲ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
آدم همیشه از خودی میخوره... این دشمن خودی توی این رمان کیه به نظرت؟؟
۱۱ ماه پیشزهرا z
0از نظر من پونست ولی بازم باید بریم جلوتر ببینیم چی پیش میاد
۱۱ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
اون نه بله ولی جلوتر بدترم میشهه
۱۱ ماه پیشمریم
1چقدر از افرادی مثل پونه بدم میاد... البته ببخش نویسنده جان... من خیلی خوب میدونم که نویسنده خالق همه ی شخصیتهاست و همه هم براش یه جورایی عزیزن، و بهتر از اون میدونم که داستان برای مانور به همه جور شخصیتی و به همه پوع طرز فکری نیاز داره... خدا قوت🌷🌷💗💗
۱۱ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
من ابدا ناراحت نمیشم. خیلی هم خوشحالم که نظر شما اینه. هیچوقت توی زندگی واقعی همه آدما سفید مطلق نیستن، پونه هم نماد این آدم هاست... چقدر خوشحالم که این کارو درسا انجام دادم
۱۱ ماه پیشمریم
1پولاد بهتر بود به جای رفیقش کمی وقتش رو صرف اصلاح خواهرش میکرد، اما پونه خانم، از این نمد کلاهی واسه تو یکی درنمیاد، فقط ذات خودتو رو میکنی و روسیاهیش هم واسه خودت میمونه. علاوه بر اینها، مسیح اول باید بتونه ترنگ رو فراموش کنه، بعد به حنا حس نشون بده و اینکه اینقدرزود فکرش مشغولش بشه، جالب نیست
۱۱ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
واقعا پولاد عجب ضربه ای میخوره وقتی کارای خواهرشو بفهمه... و چقدر خودش عذاب میکشه که نتونسته اونو بشناسه
۱۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Hani
1پونه داره میترکه از حسودی نکبت😒🤦😡😤