پارت بیست :


« اندرو! تو... تو این جا؟»
اندرو لبخند طلایی‌اش را به صورت فایلین پاشید و گفت:
«حق داری شوکه بشی »
فایلین اخم کرد:
«شوخیت گرفته؟ منو بازی دادین؟ از اولش هم منو زیر نظر گرفته بودین. هدفت چیه برای کی کار می‌کنی؟»
اندرو خندید:
«آروم باش دختر! آره درسته ما زیر نظرت گرفته بودیم. چون دلایل خاص خودمون رو داشتیم و باید ازت محافظت می‌کردیم اما اتفاقی که برات افتاد غیر منØ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۰۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • رویا یزدانپور

    1

    فایلین رو خوشم میاد، اندرو هم بدک نی. ولی حس خیلی قوی به ویلیام دارم

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    0

    اندرو و فایلین با هم دوست داشتنی ان😎💗

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    2

    چه قدرت باحالی کاش میشد درد رو هم حس نکنی😁💗

    ۱ سال پیش
  • زهرا

    1

    عالیه خیلی دوستش دارم من از رمان های معمایی و ماجرا جویی خیلی خوشم میاد

    ۱ سال پیش
  • دال

    2

    داره جالب می شه 🙏🏼

    ۱ سال پیش
  • علیرضا۲۷

    2

    خیلی قشنگ بود،ممنونم

    ۱ سال پیش
  • سوگند

    5

    عالی بود مرسی نویسنده عزیز اگه امکانش هست پارتها رو طولانی بگذارید ممنون میشم پارت هدیه بهمون بدی که فول فول میشیم بازم ممنون بابت رومان زیباتون

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️