پارت سوم :

فصل 2
و همین حرف کافی بود تا دنیا به دور سرم بچرخد. انگار پتکی سنگین به سرم اصابت کرده بود.... ناگهان قلبم فرو ریخت.... وحشتی عجیب، وجودم را بلعید و زبانم قفل شد.احساس می‌کردم زمان برای لحظاتی، کاملا" متوقف شده .... . فقط تلاش کردم با سرعت نفسم را بیرون دهم و بعد، چند دَم و بازدم عمیق!...تا مطمئن شوم که زنده ام... آنگاه با سرعت به پشت سرم نگاه کردم و او را دیدم که سوار آسانسور شد و دکمه‌ ی طبقه‌ ی همکف را زد.سریع دست نیلوفر را کشیدم و به سمت پله‌ ها دویدم....
واقعاً نمی دانستم که دارم چه می کنم؟ فقط می‌خواستم مطمئن شوم نیلوفر اشتباه نکرده و او واقعاً اورال است.
بنابراین پله‌ها را دو تا، یکی طی می‌کردیم تا زودتر از او، که با آسانسور به طبقه همکف می رفت، به آنجا برسیم اما متأسفانه وقتی به
آنجا رسیدیم او را دیدم که از ساختمان بیمارستان خارج شده و در محوطه داشت می رفت.
بدبختانه سرعت عمل او برای تند رفتن، واقعاً خوب بود و افسوس که ما نتوانستیم به او برسیم اگرچه که بدون معطلی، به دنبالش دویدیم اما قبل‌ از این‌ که به نزدیکی او برسیم و در حقیقت، بتوانم از نزدیک ببینیمش و یا چیزی درباره اش دستگیرمان شود، او سوار بر اتومبیلش شد و از بیمارستان بیرون رفت.
برایم باور کردنی نبود که در عرض همین یک ساعت گذشته، دو شوک بزرگ را پشت‌ سر گذاشته ایم و نتیجه‌ ای هم حاصلمان نشده است... و اما متاسفانه، دیگر هیچ کاری هم از دستمان بر نمی آمد.
سرانجام من و نیلوفر، عصبی، خسته و کلافه از همان راهی که آمده بودیم، برگشتیم.
وقت برگشتن، متوجه شدم مریم را به بخش مراقبت‌ های ویژه برده اند و کسی هم نمی‌تواند او را ملاقات کند. بنابراین دیگر کار ما هم در آنجا عملاً تمام می شد.آنگاه نیلوفر رفت تا شاید بتواند از آن غریبه اطلاعاتی بدست آورد اما متأسفانه این بار هم هیچ چیز خاصی عایدمان نشد و ما ناامیدانه به خانه برگشتیم.

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۴۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید

توجه کنید : نظر شما نمیتواند کمتر از 10 کاراکتر باشد.
برای اینکه بتونیم بهتر متوجه نظرتون بشیم، لطفا به این سوالات پاسخ بدید:

  • کدام بخش از رمان رو بیشتر دوست داشتید؟
  • کدام شخصیت رو بیشتر دوست داشتید و چرا؟
  • به بقیه خواننده‌ها چه پیشنهادی می‌کنید؟

به عنوان یک رمان خوان حرفه‌ای با پاسخ به این سوالات، به ما و سایر خوانندگان کمک می‌کنید تا دیدگاه کامل‌تری از رمان داشته باشیم.

آخرین نظرات ارسال شده
  • فخری

    0

    تازه شروع کردم به نظرم رمان خوبی باشه حالا بخونیم ببینیم چی پیش میاد ممنون از نویسنده عزیز قلمت مانا 🙏🏻🌹❤

    ۱۰ ماه پیش
  • پدرام

    0

    عالیییییییییییییییی

    ۱۱ ماه پیش
  • حمیده جاهدین محمدی | نویسنده رمان

    ممنون 🌷

    ۱۱ ماه پیش
  • دیانا

    0

    عالی بود ممنون

    ۱۱ ماه پیش
کپی شد!