سان آی به قلم عاطفه میرزائی
پارت نهم :
هامون محکم و استوار بدون آنکه ذرهای ترس به دلش راه دهد، مقابل بهادرخان ایستاده بود. بهادرخان که بر روی تخت که در بهترین نقطهی عمارت زیر درخت توت تنومند، زیر نور روشنایی دو چراغ زنبوری آویزان به شاخهها، نشسته بود و به بالشتهای بزرگ مخملی سرخ با ر ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

مهناز
0اوووو عشق جدید!!