آلوده به ابلیس به قلم آوا موسوی
پارت سی و سوم :
میخ نگاهم در تنش فرو رفت و چشمانم با شوک و ناباوری جزء به جزء حرکاتش را از نظر گذراندند تا به صورتش رسیدند. خودش بود و این، میتوانست شرمآورترین اعترافی باشد که کردهام... بله، من بالاخره توانسته بودم صیدم را پیدا کنم.
دستم را پشت گردنم کشیدم و لبهایم به حالت تیک عصبی تکان خوردند و بیاختیار به سمت بالا کشیده شدند. این دوقلوهای لعنتی هر بار به شیوهای مرا شگفتزده میکردند. بعد
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۰۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
ترنم
2بنظرم اینجا واقعا ایمان بود و خودشو نیکان نشون داد و از طرفی اون فرد دستکشی قضیه اش کاملا با این دوقلوها فرق میکنه!یعنی این خانواده ی دشمن دیگن و اون خارجکیه یه دشمن دیگه و ربطی به هم ندارن بنظرم اون دستکشی فردیه که مربوط به گذشته تارا میشه
۲ ماه پیشترنم
0وای وای فک کنم آقای دستکشی یه چیزی ریخته توی نوشیدنی🤨
۲ ماه پیشترنم
1اینکه نمیتونیم از هم تشخیصشون بدیم منو عصبی میکنه دیگه چه برسه به تارا
۲ ماه پیشSookot
4آوا رسما یک بازی روانی راه انداختی ولی نمیدونم چرا حس شیشم میگه اونی ک اون روز قمار بازی میکرد و دختره دیده ایمان بوده
۳ ماه پیشدل گرفته
21به نظرم اینی که داخل این مهمونی هستش ایمانه که داره مثل نیکان رفتار میکنه
۶ ماه پیشدنیز؛
8دوبارهه یه چیزی ریختن تو نوشیدنیش ای بابا
۶ ماه پیشسهیل۲۹
8بالاخره اون مایع سرنگی که تزریق کرد، خودشو نشون داد،،نه؟
۷ ماه پیشمحرابی
5ممنونم عالی مثل همیشه. ای بابا این نیکان عجب مریضیه احساس میکنم تو لیوانش باز چیزی ریختن تا حالش بد بشه
۷ ماه پیشاسپایدرمن
6اون پسره یچیزی تو ودکا ریخت🤦🏻
۷ ماه پیشفن همه
5فکر کنم باز چیز خورش کرد🤪🤪🤪
۸ ماه پیشآذر
17چیشد؟ حتما باز تو ودکا چیزی ریخته باشن. ای بابا نیکان و ایمان، من فکر میکنم ایمان نقش بازی میکنه و خودشو نیکان جا میزنه، شاید هم کسی که با آرام اون کارو کرده ایمانه؟! چی گیری افتاده این تارا خودش کم بدبختی داره اینم ول کنش نیست. کاش یه فرق خیلی ریز تو صورتشون بشه پیدا کرد.
۹ ماه پیشرستا
3به شدت با نظرت موافقم✋
۸ ماه پیشآذر
1تارا هرموقع عصبانی میشه با رقصیدن خودشو تخلیه میکنه
۹ ماه پیشFerferishoonam
14من حس میکنم کسی که تو مهمونی هست ایمانه و خودش رو نیکان جلوه میده
۹ ماه پیشنیلا
1من فکر میکنم اون سیاه پوش می تونه ارسلان هم باشه
۱۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

عسل
0آوا قربونت برم با این زمان نوشتنت فوقالعاده هستن همشوو هم این هم گراب خونین هم به وقت مرگ دختر دمت گرمم من هر دفعه روی هر کدوم از این شخصیت ها کراش میزنم کاش واقعی بودین شما خوشگل جیگراا😂