عشق ممنوعه ی من به قلم مهشاد لسانی
پارت هشتم :
حرف که به اینجا می می رسید، انسیه کلافه و مستاصل موهایش را که از فرق سر سپید یکدست بود و نوکهای آن به رنگ قهوه ای می زد،پشت گوشش می زد و با دستمال تمیز گلدوزی شده کهنه اش اشکهایش را پاک می کرد و می گفت: باز تو شروع کردی؟باز تو نمک به زخم من پاشیدی؟ ا ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

تارا
0ترانه واقعا احترام سرش نمیشه اینکه انیمه خانم مردونگی رو ت ظاهر میبینه هم درست نیست.