اقیانوس سیاه به قلم ملیکا کاظمی
پارت صد و پنجم :
آوین هنوز به کلماتش فکر میکرد. ناتاشا جیغ کشید و دستش را به کمرش برد. درد شدید و فوراً به شتاب به تمامی بدنش میدوید. آوین هراسان به او نزدیک شد، دستش را به سمت او دراز کرد، اما ناتاشا بدون هیچگونه حرکتی روی زمین سقوط کرد. لحظهای سکوت سنگین به دنبال داشت، بعد گاز بیصدایی وارد اتاق شد. به تدریج، فضای اتاق به رنگ سبز کدر در آمد. آوین نفسهایش را سریع و سنگین کشید، سعی کرد نفس بکشد، اما
مطالعهی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۲۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نفس
0عزیزم گفتی رمان به اتمام رسیده پس لطفاً یک پارت هدیه بده ممنون
۱۱ ماه پیش
ملیکا کاظمی | نویسنده رمان
فردا تمام پارتها آپلود میشه
۱۱ ماه پیشآذر
1نه نویسنده چطور دلت اومد؟؟؟؟ دوتا انگشتش رو قطع کرد آخه خودت وقتی این قسمت رو میخواستی بنویسی دردت نیومد؟!
۱۱ ماه پیشراز
0بانو دوباره پارت بده قلم قشنگ
۱۱ ماه پیشراز
0اوه اوه فک میکردم بهش شک کردم چقد بی رحم بود این ادم
۱۱ ماه پیشنفس
0خدای من پارت فوق العاده ای بود ممنون عزیزم
۱۱ ماه پیشسهیل۲۹
2وااای خدایا 🤦 ♀️🤦 ♀️🤦 ♀️🤦 ♀️🤦 ♀️🤦 ♀️ چیشدددد!!! همون اولشم به این عوضی حس خویی نداشتم
۱۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

نفس
0ممنون عزیزم