اگر باران ببارد به قلم ویدا چراغیان
پارت پانزده :
تو هم از همین لحظه مدیر اجرایی شرکتی .
عضلات منقبض صورت بهمن از هم باز شده و نفس راحتی کشیده بود. دوباره همایون طعنه زده بود:
- فقط امیدوارم کارِ طاقت فرسای رستورانت رو برای من بهانه نکنی . اگه بناست اینجا مشغول به کار باشی یه فکری واسه رستورانت بکن. پسرت بزرگه، عاقله، بهش مسئولیت بده. پرسنل استخدام کن... چه میدونم ... یه کاریش بکن اما از کار هولدینگ کم نذار که من دیگه شاهد چنین فضاحتی
مطالعهی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۱۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

مهی
0اصلا عاشقانه نیس