اگر باران ببارد به قلم ویدا چراغیان
پارت هفتم :
ناهید ساکت شد و بهار از پشت، باران را بغل کرد و روی گونه اش را بوسید.
- توروخدا اینجوری نگو باران. بابا اخلاقش بده اما تو دلش که مارو دوست داره!
باران پشت چشمی نازک کرد و نگاهش را با حرص از بهار گرفت.
- باز وکیل مدافعش اعلام حضو ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

شادان
0واقعا پدرومادری که توی انتخاب رشته بچه ها دخالت نکنن گلی از گلهای بهشتن.. چقد افراد با استعداد که به خاطر خانواده اشون بیخیال علاقه اشون شدن حیف..