اگر باران ببارد به قلم ویدا چراغیان
پارت چهارم :
حواسش به همه جا بود جز چهره ی گلگون ناهید.
به زنی که داخل آشپزخانه میوه میشست، دختر جوانی که روی استند کنج دیوار را با گلهای مریم و رز نباتی و رازقی زینت میکرد و زنی که مشغول تمیز کردن سنگهای مرمرین کف سالن بود. همه جا جز نگاه منتظر ناهید. جو ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

رها
0رمان خیلی قشنگیه. دست نویسنده گل و توانا درد نکنه.❤️❤️❤️