دکتر اقیانوس به قلم زهرا رمضانی (هور)
پارت بیست و ششم :
کیان نفسهای برنده و خشمگینش را روی صورت برسام رها کرد و بعد از فاصله گرفتن و نشستن دوباره، از حسام خواست تا تیغی بیاورد. حسام بعد از گذشت ده دقیقه با چاقویی آمد و گفت:
- تیغ نداشتیم.
حسام خواست چاقو را به دست برسام بدهد که کهربا با صدای بیحال و خسته گفت:
- بده به من!
حسام باز هم نگاهاش را به رییسش دوخت تا دستور او را اطاعت کند؛ کیان با چشمان خشمگین که یک لحظه از خروش آن کم ن
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۸۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
شادان
2چقد خوب اون عماد بهش کمک کرد که اینجا بتونه با خیال راحت کهربا رو نجات بده
۱۲ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
آره عابد پسر خوبیه
۱۲ ماه پیشمیم
3بالاخره دخترمون نجات پیدا کرد و خیالمون راحت شد
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
🙂🙂
۱ سال پیششیدا
1سپاس بی پایان
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
❤️✨
۱ سال پیشنفس
3وای فوق العاده بود من که کیف کردم دمت گرم خیلی ماهی خیالم راحت شد پارت هیجانی و جذابی بود
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
به نظرت خیالت رو راحت کردم جایزه ندارم؟😂😜
۱ سال پیشنفس
2چرا عزیزم تو جون بخواه در خدمتیم
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
حرفت دنیا ارزش داشت امروز حالم خوبه یه پارت دیگه مهمون میکنم
۱ سال پیشترنم
1مرسیییی عزیزم واقعا چن روز نبودم کار داشتم دو تا پارتو خوندم چون خیلی هیجانی و طولانی هم بود کیف کردم❤️😍
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
خدا روشکر
۱ سال پیشاسرا
1مگه بدنش زخم نشدچراهیچ پسمانی نکرد🙏🤔
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
بدن کی؟ برسام که یه بند انگشت پوست رو فقط پاره شده و کهربام که فقط دستش کبود شد اونم بخاطر فشار دست حسام
۱ سال پیشترنم
4آی آی حقته کیان چقدرم حرص خورد اینا با هم حرف زدن مرتیکه حسود😅
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
😜😜😂
۱ سال پیشترنم
1افرین برسام جان تو توانستی واقعا دلم خنک شد
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
💯💪
۱ سال پیشترنم
2وااای مرسی بهترین پارت بود عالییی بود خسته نباشی❤
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
فدات بشم من
۱ سال پیشNijla
1عالیییی بود 🥰🥰🥰🥰🥰😘 کیف کردم با این ورژن جذاب برسام 🫣
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
عزیزی
۱ سال پیشفاطمه
1عزیزم خیلی عالی بود خسته نباشی😍🥺💖بی صبرانه منتظر پارت بعدی هستیم. خیلی کنجکاوم بدونم کیان چی میشه اون عوضی
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
فدات بشم من تو فصل دوم برسام همه رو توضیح میده نگران نباش
۱ سال پیشزهرا z
2ولی خو تمام مدارک و داد به کیان خدا کنه پس بگیره ولی خوب مهم اینه که کهربار و نجات داد ممنون بانو
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
نگران نباش برسام زرنگ تر از این حرفاس
۱ سال پیشثریا
2خسته نباشی قشنگم عالی بود 🌹😌 این دو تا عشقن🧡
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
عشقی از خودته
۱ سال پیشبانو
2زیبا وعالی سپاس عزیزم🌹
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
فدات بشم من
۱ سال پیشمعصی
2مثل همیشه عالی❤️ 🔥
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
عزیزی
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

هستی
1هرچی عماد خوبه این حسام زده رو دستش خوبه که کهربا سالم از دست اون کیان روانی راحت شد