دکتر اقیانوس به قلم زهرا رمضانی (هور)
پارت بیست و ششم :
کیان نفسهای برنده و خشمگینش را روی صورت برسام رها کرد و بعد از فاصله گرفتن و نشستن دوباره، از حسام خواست تا تیغی بیاورد. حسام بعد از گذشت ده دقیقه با چاقویی آمد و گفت:
- تیغ نداشتیم.
حسام خواست چاقو را به دست برسام بدهد که کهربا با صدای بیحال و خسته گفت:
- بده به من!
حسام باز هم نگاهاش را به رییسش دوخت تا دستور او را اطاعت کند؛ کیان با چشمان خشمگین که یک لحظه از خروش آن کم ن
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۲۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
شادان
2چقد خوب اون عماد بهش کمک کرد که اینجا بتونه با خیال راحت کهربا رو نجات بده
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
آره عابد پسر خوبیه
۱ سال پیشمیم
4بالاخره دخترمون نجات پیدا کرد و خیالمون راحت شد
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
🙂🙂
۱ سال پیششیدا
1سپاس بی پایان
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
❤️✨
۱ سال پیشنفس
3وای فوق العاده بود من که کیف کردم دمت گرم خیلی ماهی خیالم راحت شد پارت هیجانی و جذابی بود
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
به نظرت خیالت رو راحت کردم جایزه ندارم؟😂😜
۱ سال پیشنفس
2چرا عزیزم تو جون بخواه در خدمتیم
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
حرفت دنیا ارزش داشت امروز حالم خوبه یه پارت دیگه مهمون میکنم
۱ سال پیشترنم
1مرسیییی عزیزم واقعا چن روز نبودم کار داشتم دو تا پارتو خوندم چون خیلی هیجانی و طولانی هم بود کیف کردم❤️😍
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
خدا روشکر
۱ سال پیشاسرا
1مگه بدنش زخم نشدچراهیچ پسمانی نکرد🙏🤔
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
بدن کی؟ برسام که یه بند انگشت پوست رو فقط پاره شده و کهربام که فقط دستش کبود شد اونم بخاطر فشار دست حسام
۱ سال پیشترنم
4آی آی حقته کیان چقدرم حرص خورد اینا با هم حرف زدن مرتیکه حسود😅
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
😜😜😂
۱ سال پیشترنم
1افرین برسام جان تو توانستی واقعا دلم خنک شد
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
💯💪
۱ سال پیشترنم
2وااای مرسی بهترین پارت بود عالییی بود خسته نباشی❤
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
فدات بشم من
۱ سال پیشNijla
1عالیییی بود 🥰🥰🥰🥰🥰😘 کیف کردم با این ورژن جذاب برسام 🫣
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
عزیزی
۱ سال پیشفاطمه
1عزیزم خیلی عالی بود خسته نباشی😍🥺💖بی صبرانه منتظر پارت بعدی هستیم. خیلی کنجکاوم بدونم کیان چی میشه اون عوضی
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
فدات بشم من تو فصل دوم برسام همه رو توضیح میده نگران نباش
۱ سال پیشزهرا z
2ولی خو تمام مدارک و داد به کیان خدا کنه پس بگیره ولی خوب مهم اینه که کهربار و نجات داد ممنون بانو
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
نگران نباش برسام زرنگ تر از این حرفاس
۱ سال پیشثریا
2خسته نباشی قشنگم عالی بود 🌹😌 این دو تا عشقن🧡
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
عشقی از خودته
۱ سال پیشبانو
2زیبا وعالی سپاس عزیزم🌹
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
فدات بشم من
۱ سال پیشمعصی
2مثل همیشه عالی❤️ 🔥
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
عزیزی
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

هستی
2هرچی عماد خوبه این حسام زده رو دستش خوبه که کهربا سالم از دست اون کیان روانی راحت شد