گیلاس های نارس به قلم نسترن جوانمرد
پارت سی و نهم :
چند لوستر بلورین از سقف تالار آویزان بود و مثل ستارههای رقصنده، با هزار شعاع نورانی، فضای سالن را درخشان میکرد. صدای همهمهی مهمانان با نوای آرام و کشدارِ موسیقی در هم میپیچید؛ شبیه موجهای آرام دریا که گهگاه بر ساحل مینشینند و دوباره عقب میروند.
عروس و داماد بالای سن ایستاده بودند، لبخندهایشان خسته اما صمیمی، و دستهایشان پر از جعبههای کادوپیچ شده که منتظر بودند کسی آ
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۲۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
میخوای سهمی داشته باشی؟
سلام عزیزم. من نسترن جوانمرد نویسنده این رمان هستم. رمان رو رایگان کردم و به جای پرداخت حق عضویت، خواستم هر کدومتون در توانتون هست از 1000 تومان تا هر مبلغی که میتونید به حساب محک واریز کنید. با پرداخت آنلاین از طريق تمامى كارتهاى عضو شتاب، سهمی در تامین هزینه دارو و درمان کودکان مبتلا به سرطان داشته باشید و قهرمانهای كوچك محک را تا رسیدن به سلامتی همراهی کنید.

نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
😂😔 توقع داشتی خوشش نیاد؟
۴ ماه پیشAysan
1اصلا کسی مگه میتونه حنا خانومو ببینه و خوشش نیاد؟👀😂
۴ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
نه والا... ما که ندیدیم 🤷🏻♀️😂
۴ ماه پیشالناز
1به نظرم مسیح عاشق ترنگ نبود فقط عادت بود وگرنه به این سادگی جذب حنا نمیشد
۹ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
اینم قشنگ بود خوشم اومد
۹ ماه پیشراحله
0خیلی خیلی قشنگه
۱۱ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
واااییی دورت بگردمم 🥺🤍
۱۱ ماه پیشراحله
0خیلی خیلی قشنگه
۱۱ ماه پیشاکرم بانو
1حس خوبی از برادر بزرگ عروس نگرفتم چرا
۱۲ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
کی حس خوب گرفت بگو من کلهشو بکنم
۱۲ ماه پیشترنم
2واای هی دارم غافلگیر میشم نسترن جون پس مسیح کم کم عاشق حنا میشه ولی خیلی زود لو رفت از دست تو پولاد😂
۱ سال پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
غافلگیری اصلی توی ده پارت آیندست عزیزمممم 😂😂😂
۱ سال پیشترنم
1حالا تو هم منو هی کنجکاو کن😞😂
۱ سال پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
😂😂 خوشم میاد
۱ سال پیشترنم
0انقد حرف بزنم اخرش خسته بشی و اسپویل کنی ان روی دیگرم را به زودی نشان خواهم داد😂😎
۱ سال پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
فععععکککک نکنممم ترنم جون 🤣🤣
۱ سال پیشSolmaz
1یه صحنه رمان ترکی شد باز برگشت به حالت ایرانی البته ببخشیداااا 😁😁🎀 ولی من حس میکنم کلا دعوت شدن حنا به این عروسی و پیگیری لاله براش برمیگرده به همین داییش حنا رو لقمه گرفتن براش ولییی خببببببب فکککک نکنممممم 😂😂😂😂
۱ سال پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
منم همین احساسو دارم سلماز جون 😂
۱ سال پیشSolmaz
0تا الان مسیح دوتا رقیب عشقی پیدا کرد یکی مازیار یکی این پسره بی نام و نشووون نکنه حنا بره توی خواب غفلت دم پر این پسره بشههههه 😣😣😣😣😣
۱ سال پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
فععععکککک نکنممم
۱ سال پیشزهراz
0خیلی خوبه که مسیح دوستی چون پولاد داره و من خودم خیلی بقیه رو اذیت میکنم و سر به سر شون میزارم مخصوصاً خواهرزادمو کفرش ازم میگیره و امیدوارم خدا منو ببخشه که اگر منو نبخش باید از تک تک ادمایی که اذیت کردم حلالیت بطلبم,,،😁😁😁😁😁
۱ سال پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
کاش هر اذیت کردنی برای خوشی آدم باشه. واقعا رفیق واقعی پیدا کردن کار سختیه ولی خیلیحس نابیه قلبی 🤍
۱ سال پیشاسرا
0پولادمسیح نجبندبرادرلاله قاپ مدزده🙏
۱ سال پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
🤣🤣🤣🤣 دایی لاله خیلی گزینه مناسب تریه به نظرم
۱ سال پیشستاره
0یه دوست مث پولادخیییلی خوبه من خودم سعی میکنم باشوخی وخنده رومخ بقیه باشم اونام ناراحت نمیشن اصن ازدورکه منامیبینن میخندن😁
۱ سال پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
پس شما هم پولادی اما ورژن ستاره خدا نگهت دارههه 🤍🫀
۱ سال پیشترنم
2پولاد تو عشقی این پسر چقد بامزه ست خوشبحال مسیح ک همچین دوستی داره ک حالشو جا بیاره
۱ سال پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
واقعا پولاد خیلیییی خوبههه 😂😂 خوشبحالشش 🤗🤗
۱ سال پیشترنم
2عالی بود خسته نباشی عزیزم❤️
۱ سال پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
عزیزدلمی
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Aysan
1عه وا یعنی نسیح از حنا خوشش اومدددد ، به به خوشحال شدم😂