هارمونیکا به قلم مرجان فریدی
پارت هشتاد و دوم :
شیدا با بغض کیفش را روی دوشش انداخت و برای گرفتنِ تاکسی دستش را بلند کرد.
تمامِ بدنش از بغض و وحشت میلرزید.
ناگهان بازویش از جا کنده شد… جاوید با خشونت بازویش را کشید و او را به سمتِ ماشینِ پارکشدهاش میبرد.
شیدا با بغض، نرسیده به ماشین، پاهایش را به آسفالت کوبید و دستش را با خشونت پس زد.
جاوید همانطور که به سمتش میچرخید، با چشمانِ بهخوننشسته مچِ دستِ شیدا
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۶۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
المیرا
1جاوید آدم شو تو رو خدا، آدم شو نذار بره
۲ ماه پیش....
1وای خدایا شکرتتتتت همینه دخترررررر.. این مرد هرچقدم کراش فندوقا باشه بازم یه مرد سَمیه.. این رابطه از همون اولم خیلی پایدار نبود و عاقبتم نداشت چون هرچقدم عاشق هم باشن اون اعتماده اون احترامه به لطف جاوید وجود نداشت..
۳ ماه پیشسارا
0چه قدر شخصیت جاوید و شیدا شبیه به شخصیت آرین و رز تو لالاییه
۵ ماه پیشدنیز؛
4جاوید درست شوووو نزار بسته شههه وایی
۷ ماه پیشReyhane
5کاش فقط حرف میزدی جاوید کاش تو اون بیمارستان فقط ازش میپرسیدی اون کیه کاش با حرفای تو ذهنت سناریو نمیساختی که الان دیگه عشقت رو ناامید کنی از خودت.
۹ ماه پیشHelia
2شاید جاوید با حرف های شیدا به خودش بیاد یکم
۱۱ ماه پیشماه"
4طوری که موزیک عمیقاا به پاارت میخوررد :) مرجان میشه موزیکش رو بذاری تل؟🥲
۱۱ ماه پیشSeta
1غم این پارت رو با پوست و استخون درک کردم و اشک ریختم:)))💔
۱۲ ماه پیششبنم
2نه لطفا تموم نشینننن
۱۲ ماه پیشN.a
4من جاوید و شیدا یکی از زوج های مورد علاقه بودن 🙂
۱۲ ماه پیشساتیا
11حالا انقدرم محکم نمیزدیش بچرو گنا داشت 💔😅 ولی اخلاقای جاوید منو یاد رایان میندازه تو کلاه داران
۱۲ ماه پیشMw.
0الان باید به خاطر عشقشون گریه کنمم؟؟نههه!🥺
۱۲ ماه پیشLavin
8شیدا بهترین تصمیم رو گرفت.. این عشق سمی دوتاشون رو نابود میکرد تموم شدنش به نفعشونه💘 امیدوارم جاوید بره خودشو درمان کنه
۱۲ ماه پیشسحر
15درسته که جاوید کراشه اما اصلااا رفتار درستی نداره اصلااا !!!
۱۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

نیاز
1تا آخر عمر میتونم واسه امیر مسعود گریه کنم💔