پارت نود و دوم :

با کمک نسرین یه روانشناس خوب پیدا کردم. ازش وقت گرفتم و تاجیک رو در جریان گذاشتم. حدوداً سه روز بعد نوبت مشاوره داشتیم. توی این سه روز سعی کردم با تاجیک حرف نزنم یا خیلی سرسنگین جوابش رو بدم. سه روز بعد رفتیم برای مشاوره.
توی مطب نشسته بودیم و تاجیک مدام پاش رو تکون می‌داد. از تنفس غیر طبیعیش مشخص بود که عصبی و مضطربه. گوشیم زنگ خورد. گوشی رو از توی کیفم درآوردم دیدم حامد داره از توی اسک

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۵۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!