توکا به قلم مهتاب جهان فر
پارت صد و چهارده :
ماکان که از اتاق خارج شد، توکا به سرعت مانتویش را با شومیز ساده و شیکی عوض کرد و مقابل آینه ایستاد. کمی بیحال بود و سرش درد میکرد اما دلش نمیخواست جلوی مارال شلخته به نظر برسد. موهایش را باز کرد و دستی زیرشان کشیدو مرتبشان کرد و روسری کوتاهی را چند بار تا زد و زیر موهایش رد کرد، بالای سرش آن را پاپیون زد تا موهایش را مهار کرده باشد.
در اتاقش را که باز کرد، ماکان دست به جیب پشت در ای
لطفا صبر کنید...
