پارت پنجاه و سوم :

روپوش سفیدش را مرتب کرد و سمت بخش راه افتاد. با چند نفری خوش و بش کرد و پشت استیشن خالی از پرستار ایستاد. به خاطر اخلاق خوب و رفتار دوستانه‌ش، رابطه‌ی خوبی در محیط بیمارستان با همکارانش داشت و همه با روی باز از او استقبال می‌کردند. آن روز هم به جای یکی از پرستاران کشیک بخش مانده بود تا او به کاری که برایش پیش آمده بود برسد.
نگاهی به شرح حال بیماران انداخت و سمت مخزن داروها رفت. زمان تز

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۳۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!