توکا به قلم مهتاب جهان فر
پارت پنجاه و سوم :
روپوش سفیدش را مرتب کرد و سمت بخش راه افتاد. با چند نفری خوش و بش کرد و پشت استیشن خالی از پرستار ایستاد. به خاطر اخلاق خوب و رفتار دوستانهش، رابطهی خوبی در محیط بیمارستان با همکارانش داشت و همه با روی باز از او استقبال میکردند. آن روز هم به جای یکی از پرستاران کشیک بخش مانده بود تا او به کاری که برایش پیش آمده بود برسد.
نگاهی به شرح حال بیماران انداخت و سمت مخزن داروها رفت. زمان تز
لطفا صبر کنید...
