توکا به قلم مهتاب جهان فر
پارت چهل و ششم :
توکا با صدای بلند به خنده افتاد.
_ اگه الان توقع داری سرخ و سفید بشم و خجالت بکشم باید بگم به کاهدون زدی دکی! یه بخشیش مال همون بود که تو گفتی!
نگاه ماکان رنگ محبت گرفت و لبخندش عمیق شد. ثانیهای با همان حالت به صورت گرد و سفید توکا خیره ماند و بعد بیحرف ماشین را به حرکت در آورد.
توکا کامل سمت او چرخیده و پشتش را به در تکیه داده بود. عصایش هم همانجا کنار دستش بود و او خیره به صور
لطفا صبر کنید...
