پارت چهل و چهارم :

توکا با اخم‌های درهم، زیرلب تشکر کرد و در عقب را با دست آزادش باز کرد و به زحمت سوار شد. مرد کم نیاورد و وقتی صنم هم برای پنهان کردن خنده‌ش عجولانه کنار توکا نشست، سمت شیما چرخید و با لبخند مودبانه‌ای او را به نشستن روی صندلی جلو ترغیب کرد. شیما خجالت‌زده سرش را پایین انداخت و با تشکر کوتاهی داخل ماشین نشست.
مرد پشت فرمان جای گرفت و ماشین را از محوطه‌ی بیمارستان خارج کرد. صدای زنگ مو

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۳۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!