توکا به قلم مهتاب جهان فر
پارت چهل و سوم :
فصل هفت
کلاسهایشان به حدی طولانی شده بود که حتی لحظهای فرصت استراحت پیدا نکرده بودند. کلافه از این که شیفت ماکان به انتها رسیده و او حتی نتوانسته بود برای دقیقهای ببیندش، کیفش را روی دوشش انداخت و همراه صنم و شیما به سمت خروجی راه افتاد.
شیما سرش داخل موبایلش بود و برای گرفتن تاکسی اینترنتی تلاش می-کرد. صنم هم طبق معمول همیشه، در حال غر زدن و نالیدن از خستگی بود و هردو بی

لطفا صبر کنید...

سارا
0به جان خودم فرهاده