توکا به قلم مهتاب جهان فر
پارت بیست و نهم :
ماکان با ژست خاصی یکی از پاهایش را روی دیگری انداخت و فنجانش را با آرامش بالا برد. آن را چند لحظهای مقابل صورتش نگه داشت و بعد به لب-هایش نزدیکتر کرد. طعمش را به آرامش مزهمزه کرد و سنگینی نگاه توکا باعث شد چشم از بازی همکارانش بگیرد و به طرف او بچرخد.
توکا که تمام مدت بیحواس به او زل زده و غرق رویاهای خودش بود، با نگاه موشکافانهی او غافلگیر شد و تنها عکسالعملی که در لحظه به ذه

لطفا صبر کنید...

زینب
0خیلی عالیه بخدااا شخصیت ماکان و توکا رو خیلی می پسندم