پارت بیست و نهم :

ماکان با ژست خاصی یکی از پاهایش را روی دیگری انداخت و فنجانش را با آرامش بالا برد. آن را چند لحظه‌ای مقابل صورتش نگه داشت و بعد به لب-هایش نزدیک‌تر کرد. طعمش را به آرامش مزه‌مزه کرد و سنگینی نگاه توکا باعث شد چشم از بازی همکارانش بگیرد و به طرف او بچرخد.
توکا که تمام مدت بی‌حواس به او زل زده و غرق رویاهای خودش بود، با نگاه موشکافانه‌ی او غافلگیر شد و تنها عکس‌العملی که در لحظه به ذه

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۵۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • زینب

    0

    خیلی عالیه بخدااا شخصیت ماکان و توکا رو خیلی می پسندم

    ۷ ماه پیش
  • مهتاب جهان فر | نویسنده رمان

    مرسی از همراهیتون🥰 خوشحالم که دوستشون دارین😍

    ۷ ماه پیش
کپی شد!