توکا به قلم مهتاب جهان فر
پارت بیست :
همزمان با ورودش به خانه، صدای زنگ موبایلش هم بلند شد. گوشی را از میان خرت و پرتهای داخل کیف بزرگش بیرون کشید و با دیدن اسم مانی، لبخند بزرگی روی صورتش نقش بست. موبایل را کنار گوشش گذاشت و بیتوجه به سر و صدای صنم و شیما که از داخل اتاق میآمد، خودش را به آشپزخانه رساند.
_ سلام مانی جون. یاد ما کردی!
صدای مادربزرگش در گوشش نشست. مثل همیشه محکم و خشک اما توک به خوبی مهرش را از لا به لا
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۶۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
ممنون از همراهی و نظرتون🌹🙏 توکا vip و سکهای هست دوست عزیز، رایگان نمیشه 💜
۷ ماه پیش....
0توکا مثل مامور اف بی آی میمومه از همه چی خبر داره😂
۱۱ ماه پیش
مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
عالی بود😂😂
۱۱ ماه پیشرقیه
0رمان تاپارت بیست باز بود خودم خیلی قشنگ بود لطفا پارتها رو باز بزارید تا بقیه رو هم بخونیم
۱۱ ماه پیش
مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
ممنونم از همراهیتون🥰 رمان حق عضویتیه و برای خوندن باقی پارتها باید عضو رمان بشید و یا با سکه هرپارت رو باز کنید بیست پارت اول عیارسنج رمان هست♥️
۱۱ ماه پیشمحمد
0از نو یسنده ذمان کمال تشکر دارم
۱۲ ماه پیش
مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
مرسی از همراهیتون🙏
۱۲ ماه پیشرمان. واقعا عالی هست
0سلام رمان واقعا عالی هست تشکر از نویسنده
۱۲ ماه پیشYas
0عادی مینوشتم
۱۲ ماه پیشاسرا
0خب همون پسرداییش میشه لابدفرهادمیایدواسه اذیت🙏
۱۲ ماه پیش
مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
بریم جلو ببینیم چی میشه😌
۱۲ ماه پیشمارال
0دست شما درد نکنه خسته باشید
۱۲ ماه پیش
مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
ممنونم♥️
۱۲ ماه پیشمارال
0ممنون بابت پارت گذاری قلم خیلی خوبی دارید
۱۲ ماه پیش
مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
مرسی از همراهی شما♥️
۱۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

عالیه
0رمان جذاب وقلمی. روان وسلیس خانمی درچه روزایی رایگان میشه ؟موفق وتندرست باشید