توکا به قلم مهتاب جهان فر
پارت نوزده :
توکا تازه یادش افتاد که قرار بوده مریض به نظر برسد! سریع از آن حالت شق و رق خارج شد و خودش را کمی روی صندلی رها کرد. تلاش کرد صدایش هم اندکی بیحال به نظر برسد.
_ نه! فقط اون که نبود! یکم بیحال بودم...
ماکان عینکش را روی چشمش گذاشت و با نگاهی که ته دل توکا را خالی میکرد و انگار دنیایی حرف در آن نهفته بود، به صورت او خیره شد.
_ خب... این بار مشکل چیه؟
توکا زبانش را روی لبهای خشک Ø
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۰۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
خوب جواب میده فقط باید طرف مقابل جنتلمنی مثل ماکان باشه😁😁
۵ ماه پیشمحمد
1رمان واقعا عالی هست تشکر از نویسنده رمان
۱ سال پیشاسرا
0یعنی یه رمان دیگه شخصیت توکا میتونست منفی باشه بااین کنه بودنش ولی اینجابانمک 🙏💋
۱ سال پیش
مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
هر شخصیتی توی جای درستش دوست داشتنی میشه🥰
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Hadis
0وای باید از نقش دخترای مغرور بیایم بیرون و روند توکا رو پیش بگیریم برای در اومدن از سینگلی😂😂