پارت چهارم :

_ مهلا سعادتی رو میگم! همین دختره که...
ماکان سری تکان داد و میان حرفش پرید.
_ می‌شناسم...
توکا ناراضی از جواب کوتاهی که دریافت کرده بود، بار دیگر به حرف آمد.
_ خب هدفش از این کار چی بوده؟ چی بهش می‌رسه اگه اعتبار شما رو خراب کنه؟
ماکان با نگاهی جدی به صورت دخترک

با احترام، به اطلاع شما می‌رسانیم که این رمان به پایان رسیده است و بنا به درخواست نویسنده، به منظور چاپ یا ویرایش، از دسترس خارج شده است و دیگر امکان مطالعه ی آن وجود ندارد

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۰۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • نازنین

    0

    همه جاش جالب پر هیجان بود

    ۱۲ ماه پیش
  • مهتاب جهان فر | نویسنده رمان

    ممنونم از همراهیتون😍😍

    ۱۲ ماه پیش
  • نرگس

    0

    تا اینجاک خیلی برام جالب بوده امیدوارم بقیه رمان هم برام جالب باشه😍🤭🌹💜

    ۱ سال پیش
  • مهتاب جهان فر | نویسنده رمان

    مرسی از همراهیتون😍 امیدوارم تا انتها لذت ببرین♥️

    ۱ سال پیش
  • اسرا

    0

    دکتربهترنیست خودش آزمایش بده تامدرک داشته باشه🙏

    ۱ سال پیش
  • مهتاب جهان فر | نویسنده رمان

    مدرک داره😌

    ۱ سال پیش
  • لیلا

    0

    تا اینجای داستان خوبه

    ۱ سال پیش
  • مهتاب جهان فر | نویسنده رمان

    ممنون از همراهیتون♥️🙏

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️