آلوده به ابلیس به قلم آوا موسوی
پارت سی :
درد تمام مرکز فرماندهی تنم را تسخیر کرد و نفس چون یک توده سرطانی در سینهام سنگین شد.
صدای سوت بلند و ممتد، درست مانند صور اسرافیل عصب گوشهایم را شکافت و من از میان پلکهای نیمه بازم کفشهایی را دیدم که به سمتم میدوید. نفس در سینهام گره خورد، مغزم از شدت درد تپید و جریانی خیس و داغ را روی صورتم احساس کردم. پلک زدم و این بار، پردهای روی چشمانم کشیده شد و تصاویری که درهم فرو رفته
مطالعهی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۱۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
ترنم
2دستکشی عزیزم اگه نیکان و ایمان باشی هری ازت متنفرم اونم خیلی زیاد!ولی غیر اون باشه عاشقتم
۲ ماه پیشترنم
0البته این دستکشی بعد از تارا برام تو اولویته..اوا دخترتو فراموش نمیکنم
۲ ماه پیشترنم
0این رمان روح و روانم رو درگیر کرده واقعا نیاز دارم بقیشو بخونم ببینم چی میشه ولی حس میکنم شکنجه گرم😂😭
۲ ماه پیشترنم
0داداش مگه شهر هرته؟یعنی چی تارا چش شد؟
۲ ماه پیشSookot
0حسم بهم میگه نیکان به ارام *** کرده و اونی هم ک دختره دیده تو پارتی صد ایمان بوده و اونی هم که الان اومد تو سرم دختره چیزی زد یا میتونه ارسلان باشه یا یکی دیگه
۳ ماه پیشهستی
3چرا یه حسی بهم میگه ایمان روانی تر از نیکانه؟
۵ ماه پیشدبه ماست
3بلکککک فلگگگگگ از رد فلگ رد شددد🤭🤭
۵ ماه پیشHamraz
3وای تارا به خودت بیا نباززززز
۶ ماه پیشدنیز؛
0وای این پارت عالی بودد واقعاا نمیدونم چی بگمم
۷ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
عزیزم🥹
۶ ماه پیشالوریا
4از همه چیز میشه علاقه ی نویسنده به رنگ بنفش رو فهمید از قلبای بنفش آخر پیاماش از رنگ موهای تارا از اون لباس بنفش تو مغازه و از اون لباسی که تن خودشونه تو پروفایل 😂💖😍
۷ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
عزیزممم🤭💜 من بیشتر به سیاه و رنگای طیف تیره علاقه دارم. میشه گفت علایق تارا روی من اثر گذاشته
۷ ماه پیشجینس
3واقعا عالیه هر لحظه بیشتر درگیر معماهامیشم واینکه این رمان بسیارپخته وواقعی هست طوری که به دورازکلیشه های زیادوغیرواقعی خیلی ازرمان های دیگه هست طوریکه نشون میده قدرت همیشه دست یک نفر نمیمونه واین دائما درحال چرخش هر *** باهوش ترباشه قدرت بیشتر تودستاش میمونه و غرور زیاد چه بلایی سر آدم میاره
۷ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
عزیزم لطف داری💜
۷ ماه پیشنفس
0چی شد نیکان بود یا یکی دیگه
۷ ماه پیشRaha
4من دیروز رمان رو شروع کردم و تا همین الان خوندمش و کاملا نظرم عوض شدددد خیلی خوبهه شخصیتش عاشقشم
۷ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
💜💜
۷ ماه پیشRaha
2از ضعیف شدن تارا دارم عصبی میشمممممممم
۷ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
این ضعف تارا نیست، شکسته شدن توهم قدرت و کنترل تاراست. به هرحال اون هم آدم عادیه و اشتباه و سوتی میتونه داشته باشه
۷ ماه پیشاسپایدرمن
1نویسنده عزیز قلم فوق العاده و زیبایی دارید🥹❤️ اما دارید نصف شبی من رو سکته میدید ساعت ۳ شبه و الان من یه طوری دارم سکته میکنم انگار من جای تارام🤦🏻🤣🤣🤣
۷ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
عزیزممم لطف داری🤭💜
۷ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

ترنم
1باور کن سردرد گرفتم..حدس هم میزنم آخرش غلط درمیاد،من از طرف تارا خسته و عصبیم از گندکاریاش💔😭😭