پارت سی و سوم :

شهربانو از عمارت خارج شد و با اخم به قدم‌هایش خیره شد. صدای چند لحظه پیش خاتون درون سرش می‌چرخید زمانی که به ماه‌چهره می‌گفت:
- دیگه لازم نیست کار دیگه‌ای جز تمرکز روی درمان امیر ارسلان انجام بدی. این اتاقو میبینی؟ از این به بعد این اتاق مال توئه.
ماه‌چهره با تعجب گفت:
- چـ... چی؟ یعنی اینجا بمونم؟
خاتون سر تکان داد با لبخند گفت:
- این که چیزی نیست. تو امیر ارسلان رو خوب

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۷۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • ساجده

    0

    خسته نباشییی

    ۱۲ ماه پیش
  • حانیا بصیری | نویسنده رمان

    ممنووون😘😘

    ۱۲ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    مره جنون دس هدائه دلم میخواد نیام سمتش یه ۴۰ ۵۰ تا پارتی بشه پشت هم بخونم عشششششق کنم

    ۱۲ ماه پیش
  • حانیا بصیری | نویسنده رمان

    😂😂💜

    ۱۲ ماه پیش
  • Sedna

    1

    مرسی حانیاجون خیلی قشنگ بود🌹🌹🌹 مثلث عشقی پیش اومده پری عاشق عماد وعماد عاشق ماهچهره فک کنم قراره مربع ویاپنج ضلعی هم بشه مثلاً ماهچهره عاشق امیر بشه و شاهرخ عاشق ماهچهره و خلاصه فک میکنم قراره شیرتوشیربشه😂😂

    ۱۲ ماه پیش
  • حانیا بصیری | نویسنده رمان

    😂اصلا کی به کیه هرکی به هرکی سلام کنه عاشقشه

    ۱۲ ماه پیش
  • ساجده

    3

    وای ینی یه چیزیو میخواد گردن ماهچهره بندازه؟یا قراره سمی چیزی بده بهش😰

    ۱۲ ماه پیش
کپی شد!