شومینه به قلم نرگس نعمت زاده
پارت سی و دوم :
لحظاتی را خیره خیره نگاهم کرد و بعد، بدون آنکه حرفی بزند، با قدم هایی بلند به سمت در خروجی رفت.
آنقدر آنجا ایستادم تا صدای کوبیده شدن در را بشنوم.
از مردانی چون او که تا لحظه ی آخر عمرشان، همه چیزشان را از پدر خود داشتند، در حد مرگ بیزار بودم.
سر درد شدیدی به سراغم آمد.
همیشه وقتی مدتی خودم را نگه می داشتم و تخلیه ی انرژی نمی کردم، به سرم فشار می آمد.
کلا
مطالعهی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۰۸۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نرگس
7داشتم به این فکر میکردم که اون یه نفر زنده مونده بابای حامیه😂😂😂ماهرو هم که دلش رفته برا حامی
۶ سال پیش؟
5چه پرو ن که خودش از ارث باباش استفاده میکنه
۶ سال پیشنارین
2اَه. چیه دماغ ماهرو این خرتوم فیله
۶ سال پیشftm
18به چهره ماهرو میاد بدجنس باشه
۶ سال پیشآرتمیس
7همه چی که به ظاهر نیست که از رو عکس ماهرو بگیم که بده، وبه نظرم ماهرو خیلیم آدم خوبیه واینکه اونایی که میگن ظاهر ماهرو خوب نیست و ظاهر آرامش فلانه خب کسی که مجبورتون نکرده حتما همون عکسو تصور کنین
۶ سال پیشزهرا
0سلام بچه ها برای شما تا پارت چند اومده براتون؟ 😁😁
۶ سال پیشRAHAII
4ایول ایول.خوب باربد رو شست گذاشت کنار ها.
۶ سال پیشخخخخخ
24این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
Melina
4اره ماهور عاشق حامی میشه
۶ سال پیشفضولو بردن جهنم:|
24اییییییح چشممممم روشن اق حامی:) بوخودا بخای عاشق ماشق این ماهرو خانوم بشی همچین پشت دست میخابونم تو گوشت ک سوکس بشی بچسبی به دیوار:|😐😂💔
۶ سال پیشنیو
10هعی،حالا حالا ها داستان دارن با باربد و ماهرو،اینا ظاهرا بی استفادن و مظلوم، اما مطمئنم جلو پای حامی و ارامش خیلی سنگ میندازن😐😑
۶ سال پیشآتیشپاره
1عاالی
۶ سال پیشمحدثه
9هووووف خیالم راحت شد😐😂😂ولی ماهرو معلومه عاشق حاپی شدع😐😐😑😑😑😑😂😂😂
۶ سال پیشآوا
39وااااو یک جوری گفت صورت زیبا و معصومی داره..اصلا هم چهره ماهرو معصوم و قشنگ نیست..ولی اصل قضیه گفت به چشم خواهری ☺👍
۶ سال پیشM
4خیلی باحاله
۶ سال پیشدخی شیطون بلا
5عالی حرف نداره
۶ سال پیش
لطفا صبر کنید...

سورنا
5ایششششششش به نظرم از چشمای ماهرو پلیدی میباره 😒😒😒