از عمق شب به قلم فاطمه اصغری
پارت هشتاد و یک :
*
روی توالت فرنگی نشسته بود. یک دستش بند گردنبندی بود که نام سحر را به انگلیسی یدک میکشید و دست دیگرش بی بی چک دو خط را مقابل چشمانش نگه داشته بود. انتظارش را نداشت؛ اما با حالت تهوعی که از دیروز به سراغش آمده بود، تازه یادش افتاد که باید حداقل ده روز پیش پریود میشد. با عجله به داروخانه رفته و بی بی چک خریده بود. تستش همان چند ثانیهی اول مثبت شده بود و حالا رو در روی نتیجهی این
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۳۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

فاطمه اصغری | نویسنده رمان
💔💔💔
۵ ماه پیشاریادخت
4یه حسی بهم میگه علی قبول نمیکنه میافته دنبالش و ابروشو تو اون مهمونی میبره اخ که بشه چی میشهههه
۱۱ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
آخ که چی بشه...
۱۱ ماه پیشاریادخت
1خودمم نویسنده هستم قسمت نشده هنوز اینجا کار کنم میدونم سحر رو مثل دخترت میدونی همه شخصیتای خوبت حکم دخترتو دارن کمکش کن :*)
۱۱ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
عزیزممممم. خدا همیشه برای هر کسی یه در باز میذاره.🌺
۱۱ ماه پیشزهرا z
1ای خاک تو سرت سحر حالا فک میکنی علی قبول میکنه سخت در اشتباهی
۱۱ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
دخترهی احمق ساده.😢
۱۱ ماه پیشمریم
1سحر دختر مجرده خودش رو بدبخت کرده با علی فکر میکنه علی عقدش میکنه نمیدونه میخوان جای دیگه برن خاستگاری
۱۱ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
😢😢😢
۱۱ ماه پیشم.ر
2سحر فکر کرده علی گردن میگیره میزنه زیرش😡
۱۱ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
این علی که من میبینم...
۱۱ ماه پیشسوگند
7پسر کوه ندارد نشان ازپدر
۱۱ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
👍👍👍
۱۱ ماه پیشHadis
8گل بود وبه سبزه نیز اراسته شد... علی همینجوریشم سحر رو واسه تفریحش میخواست الانم با این وضعیت بجز توهین و تحقیر چیزی نصیبش نمیشه... علی تو کثافت کاری دقیقا داره راه عباد رو میره،پسر کو ندارد نشان از پدر... خدا قوت نویسنده عزیز ❤️
۱۱ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
دقیقا.و جز همون عشق و حال هیچ چیزی رو هم متوجه خودش نمیبینه.
۱۱ ماه پیشزهرا
4چقدرمتنفرم ازمردایی که ففط برا عیش خودشون زندگی دیگران نابود میکنند علی نشد عباد دوم صلوات
۱۱ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
جا تو جاپای باباش گذاشته.
۱۱ ماه پیشراز
2سحر بیچاره نمیدونه امشب خاستگاری واسه علی میاد حاج خانم سور خواستگاری واسه علی گذاشته
۱۱ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
😢😢😢دخترهی ساده.
۱۱ ماه پیشفری
5خربزه خورده پای لرزش هم بشینه! سحر مگه تنهایی حامله شده که نگران باشه
۱۱ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
اخه علی گردن گیرش خرابه...
۱۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

نسترن
1ای داد بی داد