پارت هشتاد و هشتم :

-چه یک هفته، چه یک سال، چه ده سال، هیچ فرقی نمی‌کنه. ما قرار گذاشتیم که یک عمر در کنار هم باشیم، اگر قرار باشه یک عمر تو با من اینجوری رفتار کنی، همون بهتر که از همین الآن تمومش کنیم.
نمی‌دونم اشک حلقه زده تو چشماش واقعی بود یا داشت برام فیلم بازی می‌کرد! فقط می‌دونم با اولین جمله‌ای که گفت اشکاش پایین چکید:
-می‌خوای دق کنم؟
چشمام رو بستم و با یه نفس عمیق باز کردم. به صورتش زل

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۷۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!