پارت بیست و هشتم :

کمرم را محکم‌تر گرفت و در صورتم خم شد. خیره به چشمان مسخ شده و ناباورم با همان لحن جدی و محکم ادامه داد:
_ همون‌طور که گفتم، از من بترس، چون من قاطی دارم. منتظرم بری طرف ایمان تا پاره‌ات کنم.
این‌بار نگاهش خریدارانه و بی‌پروا روی تنم چرخید و گوشه لبش را بالا کشید.
_ آخه اون‌قدرا هم مالی نیستی که اون احمق این‎جوری تو کَفِت رفته.
نفس‌هایم تند شدند و هجوم خون را به مغزم احساس

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۲۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ترنم

    0

    نکنه همه اینا نقشه باشه..این خانواده از اولم بازیگر بوده باشن،حتی اون پسره تو مهمونی که نمیدونیم نیکانه یا ایمان میتونه بخاطر دیدن تارا اومده باشه،شاید آرام داره نقش بازی میکنه تا نیکان ببینه تارا رو که چطوری در برابر آرام نگران میشه چون خود قبلیش رو تو آرام میبینه!میخوان از تارا نقطه ضعف دربیارن!

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    من دیگر نمی توانم..هی دارم حدس می زنم و آخرش غلط از آب درمیاد آخرش سکتم میدی اوا😂😂

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    من از الان هیتر نیکانم..مرتیکه روانی ببین باهاش چیکار کرده از اینورم داره برا تارا رومخی میشه

    ۲ ماه پیش
  • Nina

    1

    تارا خیلی داره با شرایط آرام همزاد پنداری میکنه. پس امکان داره آرام جزئی از توری باشه که برای بازی دادن تارا پهن شده. ولی ایمان خیلی مشکوکه. اگه آدم خوبی بود جلوی اذیت شدن آرام رو می گرفت. ایش ! همتون برین بمیرین پدرسگا😾

    ۴ ماه پیش
  • الناز

    1

    یه حسی بهم میگه امین هیولای داستانه و نیکان اونی نیست که باید ازش ترسید. هرچند رفتاراش خطرناکه ولی امین مشکوکه بنظرم.

    ۴ ماه پیش
  • هستی

    0

    فعلا قضاوتی نمیکنم))))

    ۵ ماه پیش
  • S.p

    4

    نیکان واقعا مادر قب.... س قبول تارا

    ۵ ماه پیش
  • زن آهی

    1

    دارم به خود تارا هم شک میکنم کم کم 😐😐😐

    ۵ ماه پیش
  • Delava

    5

    این حد بی شرفی و نمیتونم هضم کنم..

    ۵ ماه پیش
  • ★نیلی ★

    3

    نظری ندارم 😶😶........

    ۶ ماه پیش
  • دریای با انتها

    3

    میدونم شاید این بخش های داستان راز هاشون برملا شده باشه ولی من یه حدسی دارم اینکه آرام هم داره نقش بازی میکنه... . و اینکه رفتارای ارام، تارا رو یاد خودش(خودش قبلیش) میندازه:)

    ۶ ماه پیش
  • Aylar

    2

    نه بابا این که بیش از حد تف تف تو روح سگ بی عرضه این چه برادریه؟؟؟

    ۶ ماه پیش
  • آوا موسوی | نویسنده رمان

    چی بگم...

    ۶ ماه پیش
  • دنیز؛

    2

    من روانی شودمممممم وای

    ۷ ماه پیش
  • نقس

    3

    وای من دیگه مغزم قد نمیده این چه برادریه اگه ببخشیدا ولی بهش *** کنه چی ؟

    ۷ ماه پیش
  • نرگس

    1

    کدوم برادری چنین کاری میکنه با خواهرش😐😐دیوونسسسسسس

    ۷ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️