پارت نود و هفتم :
حسام سلانه سلانه سمت خانه رفت، با ورودش به خانه، نگاهش دور تا دور سالن چرخید. کمی از موهای خیسش با پیچ و تاب روی پیشانیاش ریخته بود، سیاوش و طوبی کنار هم ایستاده بودند و نگاهش میکردند، چشمهای طوبی از اشک خیس بود و خیره به نگاه سرد و بیتفاوت حسام آهسته سلام کرد.
حسام به زحمت لب از لب برداشت و جواب سلامش را داد که شریفه با اشاره به مبل گفت:
- بشین حسام.
حسام سر به زیر انداخت و
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹۴۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
گوگولی
3ممنون نویسنده جون 😍داستان هیجانیه ربط نموندن نیهان به حسام چیه ایناکه عاشق هم بودن چرانیهان رفت قضیه پیچیده شدیعنی حسام ونیهان خواهروبرادر ناتنی هستن احتماله فقط🤦 ♀️اینجارومتوجه نشدم چرانیهان رفت
۵ سال پیشهستی
3طوبی رو با همون دوسته باباش ازدواج میدن بابای حسام هم میشه همون 😐👀فک کنم😂
۵ سال پیشسینا
3عالی مثل همیشه
۵ سال پیشʕ´•ᴥ•`ʔ
9خیلی تا خیلی رمان عالیه فوق العادست
۵ سال پیش..
8به نظر من پارتش نسبت به اونیکی رمانای دیگه خیلی عالیع👌👌
۵ سال پیشزلزله
5دقیقا،فقط تنها این پارت کمی کوتاه بود اما پارت های دیگه خیلیم طولانی هستن و بنظرم پارت گذاری این رمان و مدیر معاون و شومینه عالیه🌹🌈
۵ سال پیش♥
16الان که طوبی و سیاوش باهم ازدواج کردن یه جورایی حسام و نیهان خواهر برادرای ناتنی هستن فک کنم اسم رمانم بخاطر اینه😅
۵ سال پیشآدونیس
3یکی منو ملتفت کنه مگ شهباز باباش نبود 😳😳😳😳😳
۵ سال پیشویدیا
5نه دوست باباش بوده و انگار بعدش به زور باهاش ازدواج می کنه
۵ سال پیشMones
11نویسنده عزیزم لطفا اگه میتونی روزی دوتا پارت بزار الان من تا فردا صبر کنم اوه حخخخ
۵ سال پیشسمیرا
8من روزه م در طول زمانی که داشتم می خوندم فقط دون هندونه ای که طوری داشت می خورد تو ذهنم رژه می رفت😪
۵ سال پیشزهرا
8پس بگو جریان چیه😑طوبی مجبوری با شهباز ازدواج میکنه شایدم سیاوش بخاطر ازدواج طوبی افسرده میشه اما وقتی حسام بازم بفهمه باباش چیکار کرده ناراحت میشه شایدم شهباز قبل مرگش توبه کرده بوده کسی چه میدونه🙃
۵ سال پیشهیس
11اههههه باز جای حساسش تموم شد موندیم تو خماریییی😪😖😖وویی پارت بعدی فقط🙃😰
۵ سال پیش¿
15حس میکنم باقی رمان مشخص شد ازدواج اجباری طوبی و شهبازک حاصلش میشه حسام اونطرفم سیاوشی ک مشخصن طوبی رودوست داشته ومعتاد شدنشم بی ربط ب شهبازوطوبی نیس نیهان حق داشت گف مابایدتقاس کارای باباهامونو بدیم:/
۵ سال پیشنوا
10وایییی جای حساسش تموم شد دل تو دلم نیست برای پارت بعد ولی از بس رمان خوندم میتونم قشنگ حدس بزنم پارت بعد چی میشه
۵ سال پیشhana
6سیاوش و طوبی عاشق هم بودن و ازدواج باشهبازم یه اجبار. حتما طوبی میگه اگر برای بردن حسام بر میگشته شهباز اونو میکشته یا بچه رو میگرفته و.. حالا حسام میبینه مامانش بی گناهه اما حالا نیهانه که ول کن نیس
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

راحیل یع دهه هشتادی
2ایوللل