پارت شصت و سوم :

و دعای هردوی آنها بدرقه ی ستاره ی دنباله داری شد که حامل ارزوهای یک سرزمین بزرگ و جادویی بود. آن ها عاشق هم بودند اما نمی خواستند به همین راحتی ها به یکدیگر اعتراف کنند. لارا اولین بار بود که قلبش را می باخت و ایزاکین، می ترسید که برای بار دوم اشتباه کند. می خواست با مخفی کردن علاقه ای که به لارا دارد، او را از دست ندهد. با ارزش ترین دارایی که حالا در این دنیای سحر آمیز داشت، آن دخترک اتاق بغ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۹۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • طوفان

    0

    ای توفففففففف تو روحت مدوسای الدنگ بوزینه انتر برقی 😡🗡️🗡️⚔️⚔️⚔️🗡️⚔️🗡️⚔️🗡️😡😡😡

    ۴ ماه پیش
  • نیلوفر آبی

    0

    ای وای چطوری پیدا کرد ممنون خسته نباشید عالی بود

    ۱ سال پیش
  • نازنین

    3

    وای خدا من صبر ندارم برای بقیه ای رمان

    ۱ سال پیش
  • یگانه

    3

    واییییی چه جای حساسیه خدا کنه پیداشون نکنه مدوسا پلید😟

    ۱ سال پیش
  • ستایش

    8

    ممنون از نویسنده محترم بابت رمان جالب و هیجان انگیزی که ارائه میدن..❤️🌹 ولی واقعا یه گله کوچیک باید داشت اون هم کم بودن پارت ها هستش چون اینقدر دیر و کم پارت گذاری انجام میشه موضوع رمان رو در صفحه قبلش از یاد میبرم و مجدد مجبور میشم برم بخونم تا یادم بیاد چی بوده داستان و کجا تمام شده..

    ۱ سال پیش
  • Narges.g

    5

    تازه یه وقتایی یادمون می ره که لکس،زین،ایوا و.. مذکرن یا مونث😵 💫

    ۱ سال پیش
  • ستایش

    4

    اره بخدا الان من دیگه نمیدونم اسامی شخصیت های رمان کیا بودن

    ۱ سال پیش
  • کلثوم

    3

    لکس و زین مذکرن و ایوا مونث

    ۱ سال پیش
  • ✨سلااااااااااام

    3

    خیلی ممنونم بابت پارت،شاید کسی ماری رو تعقیب کرده بود و قصر پیدا شد

    ۱ سال پیش
  • دلارام

    3

    مرسی رفیق عالی❤️❤️

    ۱ سال پیش
  • ستایش

    8

    از نویسنده محترم تقاضا میکنیم اگه میشه در روز های پنجشنبه و جمعه در هر روز دوتا پارت ارائه بدن مثل روال بیشتر رمان های دیگه که به این شکل هستش...تا داستان رو بهتر متوجه بشیم و فراموش نکنیم 🌹🙏

    ۱ سال پیش
  • نفیسا

    3

    وای خدااا.یعنی چی میشه.امیدوارم همه گروه جونه سالم به در ببرن.

    ۱ سال پیش
  • آمنه

    3

    ممنون عالی بود استرس به من هم سرایت کرد محکم دندانهام رو به هم فشار میدم انگار دارم راه وداره ای پیدا کنم

    ۱ سال پیش
  • ساناز

    3

    ❤️💛🧡💙💚🩵💜🤎🩶🤍

    ۱ سال پیش
  • سهیل۲۹

    4

    ساناز خانم با قلبهای رنگی رنگی اکثرا رمانها و پارتها رو همزمان میخونیم😁🤝

    ۱ سال پیش
  • سهیل۲۹

    6

    عالی بود ولی کوتاه بودن پارتها 🥲🥲🥲 مشتاقیم بیشتر بخونیم

    ۱ سال پیش
  • فاطی

    4

    ساعت ها در دنیای دیگر پرسرعت میتازد مجالی نیست باید رفت..کاش دیر نشود

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    6

    چرا با هر حرکت ایزاکین قلب ما هم پروانه ای میشه 🦋😅

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    4

    چه قشنگه که هر دو یه آرزو رو برای یه ستاره گفتن 😍🦋 خسته نباشی عزیزم عالی بود 🥰💅

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️