پارت نوزده :

وقتی طاهر دستم را گرفت و بلندم کرد، دستش می‌لرزید. مرد گنده، آن عموی فرنگ‌رفته و آرام من، کم مانده بود بزند زیر گریه. هومان با آن دست بسته که شاهکار من بود، به سمتم آمد و زیر لب با لحنی قاطع گفت:
— باید بریم. همین الان.
سپس رو به طاهر ادامه داد:
_شما رخساره خانوم رو ببرین پایین. منم فرداد رو پیدا می‌کنم و میام.
عمو سری تکان داد و مرا به دنبال خودش کشید.
در تمام مسیر سراشی

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۰۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • فریماه

    0

    واقعا قلم و ذهن عالی دارید خانم لرکی برخلاف رمان های اربابی کلیشه ای و خونبسی شما جور دیگه این رو به تصویر کشیدید که بر خلاف دخترای قربانی این دختر میجنگه و مردی که دست رو هم خونش بلند نمی کنه به هیچ بهانه ای

    ۴ ماه پیش
  • Negar

    0

    یه سوال داستان رمان مثلا واسه چه سالیه؟

    ۷ ماه پیش
  • دریا

    1

    حتما شروع کن خوندنش،اگر داشتی میخوندی خبرم کن باهم غیبت کرکرترای اوناهم کنیم🤣یا کامنت بزار پیدات کنم چون منم دارم میخونمش

    ۸ ماه پیش
  • شیدا

    0

    بقیه رمانا خانم لرکی هم بخونی باز روی یکی کراش میزنی😂داتورا،طاووس سیاه و ...

    ۸ ماه پیش
  • دریا

    1

    عزیزم سکته نکن نگه دار جلوتر بری چون نریمان کراش تره همشونه😂😌

    ۸ ماه پیش
  • Mahak

    0

    واقعا؟ نمیتونم بالاتر از فرداد کسیو در نظر بگیرم چرا😭🤣

    ۸ ماه پیش
  • Mahak

    0

    نهه خوب شد گفتی، میرم تو کارش

    ۸ ماه پیش
  • Mahak

    0

    لطفا بگو شوخیه.. فرداد زن داره؟؟😭 من عاشق رخساره و فردادممم توروخدااا

    ۸ ماه پیش
  • شیدا

    1

    زن نریمان منظورشون بود اون یکی برادرشون نه فرداد

    ۸ ماه پیش
  • Mahak

    1

    وای اره یلحظه سکته کردم🤣

    ۸ ماه پیش
  • دریا

    0

    داتورا رو هم خوندی؟ اون هم خیلی قشنگه

    ۸ ماه پیش
  • عاطی

    0

    تبریک به نویسنده محترم سرکار خانم لرکی..واقعا لذت میبرم از خوندن داستانهای شما..قلم شما برای من بسیار دلنشین هست در همه ژانر ها عالی هستین.واقعا منو از زندگی واقعی خودم دور میکنید..بانو دخت عالیه و روی فرداد هم کراش زدم😁 البته هر سه مرد جنتلمن داستان واقعا خوبند.جوری هستن که انگار توی واقعیت نیس

    ۱۲ ماه پیش
  • آوا

    2

    نمیدونم چرا فردادو به هومانو طاهر ترجیح میدم😔😍

    ۱۲ ماه پیش
  • هلیا

    0

    تازه داره ماجرا شروع میشه . چه شود❤️

    ۱۲ ماه پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    😍😍😍

    ۱۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    بانودخت همیشه قوی می مونه💪✨

    ۱۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    اینا همه نقشه بوده تا بانودخت مجبور شه عروسه قوام السلطنه بشه؟!

    ۱۲ ماه پیش
  • هلیا

    0

    فرداد زن داره؟

    ۱۲ ماه پیش
  • آمنه

    0

    عالیه عالی بود خوش بدرخشی ولی دوست دارم بگم معلوم نیست چرا مردم از به جایی رسیدن دخترها ترس دارن با وجود دلنازک واحساسات که دارن به مقام رسیدن اونها مردها حراس دارن شخصیت بانو دخت رو فعلا خیلی دوست دارم

    ۱۲ ماه پیش
  • پرنیا

    1

    این دخترمون هیچ وقت کم نمیاره به قول هامون همتون علی الخصوص قوام السلطنه رو قراره با تیر بزنه 😍😍🤌🤌

    ۱۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️