ماسیس به قلم سعیده نعیمی
پارت چهل و هشتم :
تیربد در تلاش بود علاوه بر حفظ جان افرادش، بالبا را نیز از بین ببرد. صدای گامهای تندی در کوه پیچید و سربازی دوان دوان از پشت تخته سنگی بیرون آمد و از راهی که ما آمده بودیم به پایین کوه و سمت خشاتریا فرار کرد.
هنوز دور نشده بود که نفر دوم هم از پشت تخته سنگ بیرون آمد و به دنبالش گریخت. شمشیرم را محکم میان دو دستم گرفتم و نگاهی به دو سربازی که مردد پشت سرم ایستاده بودند کردم و گفتم:
-
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۷۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

پرنیا
1تا باشه ازین کمکا 😍😍جرقه بینشون زده شد و شجاعت این دختر بی نظیره❤️❤️